X
تبلیغات
چهارگاه
 
 
با همراهی سازهای ابداعی و به آهنگسازى سعید فرجپورى 
تور کنسرت‌های اروپایی استاد «محمدرضا شجریان» آغاز می‌شود

استاد محمدرضا شجریان

استاد محمدرضا شجریان

موسیقی ایرانیان – پریا رحمانی: محمدرضا شجریان استاد بنام آواز ایران تور جدید کنسرت‌های خود را برگزار می کند.

به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان، این اجراها با همراهی سازهای ابداعی و به آهنگسازى و حضور سعید فرجپورى و تصانیف جدیدى از خود با تنظیم و سرپرستى مجید درخشانى، سپتامبر امسال در شهرهایی از کشورهای آلمان٬ فرانسه٬ اتریش٬ انگلستان و سوئد به روی صحنه می رود.

شایان ذکر است که این اجراها به همت شرکت تارپروداکشن به مدیریت مجید عبدی و در قالب گروه موسیقی «شهناز» برگزار خواهد شد.

خبرهای تکمیلی از برنامه کامل این کنسرت ها متعاقبا اعلام می شود.


منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط سینا


شجریان از آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» رونمایی کرد
مراسم رونمایی از آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» با آهنگسازی تهمورث پورناظری و همایون شجریان ظهر امروز 20 اسفندماه در تالار وحدت برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، سهراب پورناظری در ابتدای مراسم گفت: کار تولید و ضبط این آلبوم موسیقایی که من به عنوان یکی از نوازندگان در آن حضور داشتم حدود 2 سال به طول انجامید و در این مدت هنرمندان بزرگی با ما همکاری داشتند که برای من و اعضای گروه سعادت بزرگی بود.

وی ادامه داد: انتشار این آلبوم مصادف با دهه چهارم زندگی نسل جوان موسیقی است. من با این توضیح می‌خواهم هشداری را برای جامعه فرهنگی ایران بعد از اتفاقاتی که در حوزه تغییر دولت روی داد، بدهم. اتفاقی که باعث دمیده شدن امید و شوکه شدن ملت ایران شد. ملتی که در آستانه انتخابات انگیزه ای برای حضور نداشتند اما با صحبت هایی که از سوی نامزدهای انتخاباتی شان انجام گرفت و وعده هایی که دادند از این دوره از انتخابات نیز پشتیبانی کرده و در صحنه حضور پیدا کردند.

پورناظری تصریح کرد: رئیس جمهور در همین تالار وحدت صحبت هایی را کردند که برای همه هنرمندان امیدوار کننده بود اما با تمام این احوال و صحبت هایی که انجام گرفت من آنجنان اراده ای را که باید از این نسل جوان حمایت شود، ندیدم و می توانم بگویم که هنوز آن حمایتی که در وعده ها و صحبت های رئیس جمهوری انجام گرفت وجود ندارد و ما هنوز چیزی را مشاهده نکرده ایم. دوستان می‌گویند که خواهان صادر کردن موسیقی هستند اما من چیزی جز سعی در آنها ندیدم و این یک هشداری است که من و هم‌نسلانم که در آستانه 40 سالگی هستیم و در این تقاطع مهم که تجربه و جوانی را با هم داریم به مسئولان می دهیم که حداقل در این مدت چوب لای چرخ ما نگذارند. ما نه پول می خواهیم و نه حمایت مادی، فقط از مسئولان می‌خواهیم که حواس شان جمع باشد و مردم نیز هوشیارانه با نسلی که پرچمدار موسیقی ایرانی هستند، برخورد کنند.

محمد رحمانیان کارگردان تئاتر هم با قدردانی از صحبت های سهراب پورناظری گفت: سهراب حرف های خوبی درباره حمایت های دولت زد که اساس آنها حمایت ناکافی دولت از موسیقی است. من باید به او بگویم که به نظر من قرار نبوده و نیست که از همان اول از موسیقی حمایت شود. این مسأله لااقل در موسیقی نمود خود را نشان داده به همین خاطر من باید بگویم فعالیت اصلی از جانب شما هنرمندان است که همه جهان را به تالار موسیقی تبدیل می کنید.

وی با حالتی کنایه و طنز خطاب به سهراب پورناظری گفت: حالا که فرزندان هنرمندان بزرگ موسیقی این کشور در آستانه 40 سالگی هستند لااقل شما کاری کنید که زودتر بچه‌ها به دنیا بیایند و جای شما را بگیرند.

این هنرمند عرصه تئاتر در بخش پایانی صحبت های خود گفت: سیاوش دو پسر داشت یکی فرود و دیگری کیخسرو. فرود را بعد از مرگ سیاوش از دست داد. کیخسرو زنده ماند و با خرد سلطنت کرد و آن زمان که دیگر هیچ کاری نمی توانست انجام دهد به ظلمات رفت. سیاوشِ شجریان فرزندان زیادی را از دست داده و حالا خوشحالم که کیخسرو باقیمانده و اینک همایون کیخسروی آواز ایران است.

همایون شجریان نیز ضمن تشریح تولید این آلبوم موسیقایی و کلیپ هایی که برای این مراسم توسط باران کوثری و همکارانش ساخته شده بود، گفت: از همان ابتدا که قصدمان تولید این آلبوم موسیقایی بود هدف اصلی بر این قضیه استوار بود که کار با وسواس زیادی تولید شود و زمان هم برای ما مهم نباشد. خوشبختانه این اتفاق افتاد و با زحمتی که بر دوش تهمورث بود، کار با وسواس زیادی تولید و با حمایت های خوب صدرالدین حسین خانی که سرمایه گذاری زیادی را می طلبید، اکنون آماده عرضه به بازار موسیقی شده است.

پورناظری نیز در ادامه گفت: من در این اثر یک هدف داشتم که بتوانم از اثری که از دلم بر می آید با استفاده از صدای همایون شجریان به شنونده ارائه دهم و در این مثلث یک رابطه دلی را ایجاد کنم که به جز عشق هیچ هدفی را دنبال نمی کند.

وی تصریح کرد: خوشبختانه حمایت های خوب صدرالدین حسین خانی دست ما را برای تولید این کار باز گذاشت و ما با حمایت های مالی وی تقریبا دور زمین را برای ضبط این کار گشتیم.

این آهنگساز در بخش پایانی صحبت های خود به روند ساخت و تولید کلیپ های تصویری این آلبوم اشاره کرد.

یغما گلرویی، ابراهیم حقیقی، بیژن بیژنی، احمد پورنجاتی، بیژن کامکار، هوشنگ کامکار، فرهاد هراتی، پیمان میرآقاسی، مهرداد صدیقیان، سحر دولت شاهی، محمدعلی بهمنی، علی زند وکیلی، سامان احتشامی، محمد معتمدی، هادی منتظری، حمید اسفندیاری، داریوش پیرنیاکان، حمیدرضا نوربخش، داود گنجه ای، شاهرخ تویسرکانی، فرشاد جمالی، علیرضا قربانی، احسان کرمی، لاله اسکندری، کیخسرو پورناظری، نوید محمدزاده و حسین پیرنیا از جمله مهمان این مراسم بودند.

منبع : خبر گزاري مهر


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1392 توسط سینا

shyسمیه قاضی زاده: در ارکستر زنده یاد حنانه یا همان ارکستر فارابی می‌نواخته… آن هم در برنامه گلها، کارهای قابل اعتنایی هم می‌زده، ملودی‌های کردی و خراسانی درست و حسابی می‌ساخته…« گاهی موزیک فیلم‌های ساخته خودم  را هم می‌زدیم… در واقع بیشتر موسیقی فیلم می‌زدیم… همین روزها بود که شجریان آمد و ارکستر با او نواخت… او می‌خواند و ما می‌زدیم… آن روزها اولین بارهایی بود که شجریان را می‌دیدم و با او در یک ارکستر می‌نواختم.»

حسین یوسف زمانی  که خوب ویولن می زند و در تمام آهنگسازی هایش هم رنگ  ویِژه ای به این ساز می‌بخشد، حالا روی مبل خانه‌اش در اکباتان نشسته و  بالای سرش تابلوی رنگ و روغنی است از چهره او در حالی که آرشه می‌کشد و نور روی ویولنش می‌تابد . خودش این پائین نشسته و خاطراتش را با استاد برای من و همسرش آفاق که خاطرات زیادی از آن روزها با شجریان دارد،  مرور میکند. هفت سال از شجریان بزرگ تر است و با اینحال شجریان را استاد می‌داند، او را کسی می‌داند که برای کارهایش زحمت کشیده…خیلی زحمت کشیده تا به اینجا رسیده. هنوز مثل همه کردها کنار سبیل پرپشت کردی‌اش ، لهجه‌اش را هم تمام و کمال حفظ کرده است، اما با اینهمه حافظه‌اش سخت آزارش می‌دهد و نمی‌گذارد راحت به آن روزها سفر کند، بچرخد ، ببیند و آنوقت برای ما تعریف کند. «در کردستان کار کرده بودم…مدرسه موزیک نظام می‌رفتم و ترومپت می‌زدم با حسن سوری… همین مرحوم پدر کامکارها که بعدها فامیلش را تغییر داد و کامکار شد. در سال 1334 اولین کلاس موسیقی را در خطه کردستان باز کردیم که این خودش داستان‌های زیادی دارد. آن موقع  هر دویمان در ارتش بودیم و این در ارتش بودن دردسرهای زیادی برایمان داشت اگرچه خودش ماجراهای شیرینی دارد. به هر حال با برادرم حسن نشستیم صحبت کردیم و گفتیم موسیقی که الان ما داریم و در مدرسه نظام کسب کرده‌ایم چه از نظر علم نظری موسیقی و چه از نظر عملی و همچنین از نظر تکنیک سازی موسیقی پذیرفته‌ای نیست و باید برای ادامه تحصیل به تهران بیاییم. 1337 بود که آمدیم تهران. تهران دو تا هنرستان داشت، تبریز هم داشت اما ما تهران را انتخاب کردیم و به کنسرواتوار موسیقی یا همان هنرستان موسیقی وارد شدیم. شجریان را نمی‌شناختم. آن روزها به نام سیاوش می‌خواند. بالاخره چند سالی گذشت تا من هم بیشتر راه افتادم . دقیقا یادم نیست 1344 بود یا 1345 که از نزدیک با همان آقای سیاوش آشنا شدم. یعنی نزدیک به ده سال بعد از ورودم به تهران. هنوز هم نمی‌دانم چرا در آن روزها آقای شجریان به نام سیاوش می‌خواند، واقعا چرا؟ بگذریم یک سالی بعد از آشنایی بیشتر با ایشان همکاری‌مان شروع شد، آن هم در ارکستر گلها.»

همه خانه‌اش پر از گلدان های گل طبیعی و مصنوعی است و طبقه بالای خانه‌اش اتاق‌هایی است که آنها را تنها به تدریس شاگردانش اختصاص داده، بالا می‌رود و آلبوم ” بوی باران” را که  در سال 1379 آن را با صدای استاد منتشر کرده می‌آورد.  از این شاخه به آن شاخه می‌پرد و خاطرات گوناگون تعریف می‌کند. از چندین و چند بار حراج کتابخانه‌اش تا نوازندگی پسرانش در ارکستر تا مریضی‌اش و دیدار شجریان از او که منجر به همکاری‌شان در «بوی باران» می‌شود. اعتقاد دارد که حالا حالاها مثل شجریان دیگر به دنیا نمی‌آید. برای خودش هزار و یک دلیل هم دارد و در مورد این دلایل با هزار و یک آدم حرف زده است و معتقد است که خیلی‌ها با او هم عقیده‌اند.

« ببینید صدای شجریان از دو کیفیت ویژه برخوردار است. اولی سونوریته صدا یا همان حجم صدا و دومی موزیکالیته یا بیان موسیقایی. از این نظر می‌گویم برای شجریان ویژگی است چون زیاد دیده‌ام خوانندگانی را که شعر را بلغور می‌کنند و شنونده از آن هیچ چیز نمی‌فهمد. شنونده بی‌هیچ حاصلی نوار را می‌شنود  یا اینکه کلمات را می‌فهمد اما کلماتی را که ارتباط بیت و مصراع را نشان می‌دهد، گم می‌کند. چون دکلماسیونش خوب نیست که خود دکلماسیون هم بخشی از موزیکالیته است. حالا این بیان موسیقایی فقط دکلماسیون که نیست، آن تزئینات و ظرافت‌هاست که در موسیقی ایرانی زیاد یافت می‌شود. به خصوص اینکه  در موسیقی ایرانی باید شنونده را به جایی که قرار است در آن حس و حال ویژه‌ای وجود داشته باشد، برد و شجریان به خوبی از پس اینها برٱمده است. وسعت صدا هم در صدای آقای شجریان مساله‌ای است قابل بحث. در سازشناسی می‌خوانیم که یکی از سازها همان صدای حنجره انسان است. بعد یادم می‌آید در همان کنسرواتوار که بودیم این درس‌ها را می‌خواندیم که مربوط بود به سازشناسی و نوشته بودند که صدای انسان به طور کلی یک اکتاو و یک سوم است. اما شجریان ویژه است. او حدود دو اکتاو، دو اکتاو و نیم می‌خواند. یعنی فراتر از طبیعی. در موسیقی کلاسیک هم “فوسه” داریم.  مثل افرادی که در اپرا می‌خوانند. اما شجریان صدایش فرق دارد، از این لحظ که همان قدرتی را که در منطقه بم دارد، در منطقه زیر هم دارد. حالا بعضی‌ها می‌گویند که آقای شجریان چهار اکتاو می خواند که اشتباه است و از روی ناآشنایی با موسیقی این را گفته‌اند. اما استاد یگانه روزگار است و حالا حالاها بعید است که مثل او پیدا شود. »

پسرش از تمرین ارکستر بر می‌گردد، هر دو پسرش کلاسیک کارند. یاد آن روزهای خودش می‌افتد وقتی هم سن و سال پسرهایش بود و با سیاوش آوازه خوان آشنا شده بود و شاید هیچوقت فکر نمی‌کرد که روزی آهنگسازی شود که آلبومی را با او منتشر کند.

«وقفه طولانی بین همکاری اولیه ما در ارکستر گلهای قبل از انقلاب تا سال 79 و همکاری سر آلبوم ” بوی باران” افتاد. هنرمند حساسیت‌های خاصی دارد. خصوصا  زمانی که خودش را بشناسد و نیازهای جامعه را هم بداند و بداند که جامعه به او نیازمند است. صدا و سیما هم که قرار است حامی مردم باشد و هنر ناب را به ٱنها ارزانی کند، اما آن زمان شجریان با صدا و سیما قهر کرد و ما کمتر او را می‌دیدیم. آن زمان شجریان کلاسی داشت و در آن درس می‌داد و ما در ارکستر باربد یا ارکستر نکیسا یا حتی ارکستر کردی که داشتیم و بنیانگذارش بودیم، او را جسته گریخته م‌ دیدیم. این تدریس آقای شجریان همینطور ادامه پیدا کرد از سال‌های قبل از انقلاب یعنی از 1351 و 52 تا اوایل انقلاب. اختلافی بین او و صدا سیما پیش آمده بود که یادم نیست بر سر چه بود. در این سالها حسابی زحمت کشید. کار کرد و کار کرد. خودتان بهتر می‌دانید ، بدون پشتوانه عشق نمی‌شود و تنها عاشق بودن هم کافی نیست. الان حتما خودتان خواننده‌هایی را می‌شناسید  که حتی پول دادند ، هستی‌شان را دادند پای خوانندگی اما به جایی نرسیدند  و نتوانستند برای خودشان جایگاهی کسب کنند. همان داستان معروف جوشش و کوشش است. استاد جوشش درونی دارد که ذاتی است و بعد کوشش کرده تا بتواند این دو خط را موازی پیش ببرد. حالا خیلی‌ها که نمی‌توانند شجریان بشوند در یکی از این دو خط لنگ می‌زنند. شجریان صدایش رنگ و جنس خدادادی دارد. فهم و فرهیختگی‌اش هم باعث شده است تا با بزرگانی نشست و برخاست کند و کسب فیض داشته باشد تا به اینجا برسد. به قول سعدی :

تو اول بگو با که همزیستی

که تا من بگویم تو خود کیستی

شجریان با برومند، شهنازی، تاج اصفهانی، طاهرزاده و… همنشین بوده و بعد با مطالعاتی که ایشان در سبک‌های مختلف داشته‌اند، تبدیل به این می‌شوند . یعنی وقتی که صحبت از موسیقی آوازی ایران و موسیقی آوازی شرق می‌شود،  او نوک این قله یا هرم ایستاده است. این اعتقاد من است و خیلی‌ها بر این قول موافقند و این نظر را می‌پذیرند.»

آفاق خانم همسر آقای یوسف زمانی که کمی هم بیمار است و کمر درد امانش را بریده است، دائم می‌آید و می رود و پذیرایی می کند و اتفاقا وقت دکتر هم دارد، یوسف زمانی هم یاد خاطرات آفاق خانم می‌افتد:«زن من حرف زیبایی می‌زد. یک روز آقای شجریان برای تمرین همین آلبوم ” بوی باران” به خانه ما آمده بود. بعد آفاق نتوانست حرف دلش را به او نگوید ، آخر گفت : ما همیشه از نوارهای شما لذت می‌بریم  و آنقدر این حس و حالی که بعد از نوارهای شما به وجود می‌آید خوب است که من به خدا می‌گویم ، خدایا اگر می‌شود نمی‌گویم پنج سال اما یک دقیقه از عمر انسان‌های دیگر را بگیر و به هنرمندان بده. شجریان قاه قاه زد زیر خنده و گفت: فکرش را بکنید، آنوقت عجب عمری می‌کردیم ما، عمرمان می‌شد عمر نوح!»

روی دیوار روبرو عکس بزرگی از ارکستر است که مرتضی خان محجوبی در مقام رهبر آنجا ایستاده و یوسف‌زمانی از من می‌خواهد که اگر می توانم عکسش را پیدا کنم، راستش قبل از هر چیزی دنبال جوانی با سبیل‌های کردی می‌گردم، اما تیراولم به خطا می رود و تیر دوم به هدف می‌خورد.

بر می‌گردیم و از نو، روی مبل‌های راحتی می‌نشینیم. به من می‌گوید:«شجریان برای خودش مرتبه خیلی خوبی را کسب کرده و جدای از آن روی  فرهنگ موسیقی این مملکت تاثیر بسیار بسیار زیادی گذاشته است که این مساله کمی نیست. او واقعا فرق دارد، هم به خاطر همه این دلایلی که گفتم و هم به این دلیل که اگر کسی واقعا بنشیند و دقیق کارهای شجریان را بررسی کند، آنوقت می‌بیند که او چه کرده است. شجریان در مورد خودش همیشه یک حرفی می زند. او می‌گوید: «اکثر خوانندگان موسیقی ایرانی تمام کوچه پس کوچه‌های موسیقی ایرانی را گشته‌اند یا با هواپیما یا با کشتی یا با ماشین یا با قطار و .. . من هم همه آنها را رفته‌ام، اما با پای پیاده و گاه با پای برهنه در آنها گشت زده‌ام . و خوب این شده است که شجریان شده است شجریان. معمولا انسان طوری است که صدایش در دو مقطع دگرگون می شود، یکی در بلوغ و دیگری در 50 سالگی. اما می‌بینید، صدای شجریان نه تنها این دگرگونی منفی را پیدا نکرده ، بلکه به شکل زیبایی صیقل خورده است و آنقدر الان این صدا خوب است که به راحتی می‌توان گفت با سی سال پیش قابل مقایسه نیست. »

باز یاد ” بوی باران” می افتد: « با شجریان همدلم و احساس می کنم همکاری‌های چندین و چند ساله باعث شد تا به نوعی فعالیت‌هایمان با هم سنخیت داشته باشد. کاری ساختم که یک قسمت آن برای ارکستر ملی بود در افشاری و یک قسمت برای ارکستر سمفونیک بود در چهارگاه ، البته چهارگاهی که تعدیل شده بود. در واقع تعدیلش کردم تا بشود آن را پلی‌فونیک هم اجرا کرد. این اثر را 25 سال تمام نگه داشتم. آن را ساخته بودم، اما نگه داشتم تا فقط و فقط آن را شجریان بخواند و لاغیر. به کسی دیگر هم نمی‌دادم. خیلی‌ها بو برده بودند و دلشان می‌‌خواست اما من آن را تنها برای صدای شخص آقای شجریان نگه داشته بودم.مریض شدم. مشکل قلبی داشتم. آقای شجریان آمدند خانه ما دیدن من و برایم گل آورند و من بالاخره توانستم این مساله را با ایشان مطرح کنم. آن موقع خانه‌شان شهرک غرب بود. 10- 12 قطعه  که بیشترشان نغمه بود را برایشان بردم و ایشان دو قطعه ” بوی باران” و ” نی‌زن” را انتخاب کردند. و خلاصه همکاری ما از نو بعد از چندین و چندسال شروع شد.»

بوی باران در استودیو بل ضبط می شود و  آهنگساز کرد خاطرات زیادی از این ضبط دارد برای گفتن:« رفتیم استودیو، گفت: “آقای یوسف زمانی پول داری یا نه؟ این نوازنده ها نهاری… میوه ای چیزی می‌خواهند. و خلاصه هر روز زنگ می‌زد و این سعهء صدر را داشتند. حتی ما می‌گفتیم پول پیشمان هست اما می‌گفتند الان همایون را می‌فرستم که پول بیاورد، یک هو می بینید پولتان کم آمد. الان استودیوها ساعتی 20 هزار تومان می‌گیرند، اما آن زمان ساعتی 12 هزار تومان می‌گرفتند. ما تقریبا هر بار که به استودیو می‌رفتیم پنج ساعتی می‌ماندیم یعنی 60 هزار تومان.  یک روز یک دو بیتی در افشاری در گوشه عراق باید می‌خواندند تا در ادامه این بیت بخوانند:

“چون مطرب مستانی نی با دل خرم زن”  بعد من اضافه کردم نی زن نی با دل خرم زن.

برای یافتن این دو بیت ما تنها 5 ساعت معطل بودیم. هر چقدر ایشان به دیوان های مختلف شعرایی چون شفیعی کدکنی، سیمین بهبهانی، دکتر سرامی و …سر زدند آخر پیدا نشد. ما هم با ایشان صحبت کردیم، اما راضی نشدند. ما در تمام این مدت به فکر پول استودیو بودیم که هزینه‌اش برای آقای شجریان زیاد نشود و ایشان اصلا برایش پول مطرح نبود. تنها به دنبال دو بیتی بود که با فضای اثر همخوانی داشته باشد. همین حساسیت‌های ایشان است دیگر که باعث شده تا ایشان گزیده کار شوند.  یادم می‌آید باز هم  برای طرف دوم نوار مانده بودیم که از چه سازی روی شعر” بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک” مرحوم مشیری استفاده کنیم. شعر شعر نو بود، موسیقی هم موسیقی کلاسیک که برای ارکستر سمفونیک نوشته شده بود. نمی‌دانسیتم و سردرگم بودیم که آقای شجریان گفتند چه سازی بهتر از پیانو. نظری دادند که با همه چیز همخوانی داشت. او باز هم این قدم را مانند دیگر قدم‌های زندگی‌اش درست و منطقی برداشته بود. “

پانوشت:

سالها قبل قرار بود که این گفتگو به مناسبت تولد استاد شجریان در ضمیمه یکی از روزنامه های روز آن زمان منتشر شود اما با تعطیل شدن آن روزنامه هرگز فرصت انتشار آن پیش نیامد تا به امروز که دیگر حسین یوسف زمانی در جمع ما نیست تا خاطره هایش با استادان مختلف را برایمان تعریف کند. به راحتی می شد زمان افعال این گفتگو را به گذشته برد تا ردپای مرگ خودش را نشان دهد اما ترجیح دادم تا این گفتگو با همان حال و هوایی که در زمان حیات ایشان گرفته شده است منتشر شود تا حس و حال صحبت ها همچنان عطر و بوی زندگی داشته باشد.


منبع: خبرآنلاین

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1392 توسط سینا


 استاد محمدرضا شجریان ، در پیامی درگذشت حسین یوسف زمانی را تسلیت گفت:

sh

به گزارش روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز، محمدرضا شجریان استاد آواز ایران درگذشت حسین یوسف زمانی، آهنگساز و نوازنده ویلن را تسلیت گفت، شجریان که با زنده یاد یوسف زمانی آلبوم «بوی باران» را منتشر کرده، در پیام خود آورده است: «حسین یوسف زمانى عزیز هنرمندى که زمانى آهنگهاى دلنشینش فضاى رادیو وتلویزیون وهواى زندگى دوستدارانش راعطراگین می کرد، درین سنگلاخ هنر شکسته دل شد و درگوشه تنهایى ازتلاطم زندگى هنرى برست. بااو همدرد بودم، ازین پس باخانواده و دوستدارانش.»

حسین یوسف زمانی، در سن 80 سالگی پس از مبارزه طولانی با سرطان در روز سه شنبه 10 دیماه دارفانی را وداع گفت.


نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم دی 1392 توسط سینا



ما فراموشكاران، گناهكاريم

نويسنده: محمدرضا شجريان


    من اين يادداشت را از سر خشم و درد مي نويسم. مهم نيست امروز چندمين سالگرد زلزله بم است. مهم نيست كه آلودگي هوا در شهرهاي ما كشنده شده است، مهم نيست كه رودها و درياچه ها را نابود كرده ايم، مهم نيست كه محيط زندگي را با دست هاي خود، حريصانه از بين برده ايم و هزار مساله مشابه ديگر، هيچ كدام مهم نيستند. مهم آن است كه فراموش كرده ايم. اگر كسي به تقويم نگاهي نيندازد، روز وقوع زلزله بم را به ياد نمي آورد. تالاب هاي خشك شده را فراموش كرده ايم، درياچه اروميه را هم فراموش خواهيم كرد و هولناك تر از همه اينكه فراموش كرده ايم در كدام سرزمين زندگي مي كنيم. فراموش كرده ايم كه اين سرزمين زلزله خيز، خشك است و كم آب و فراموش كرده ايم كه نياكان ما در همين سرزمين خشك، چه هوشمندانه، آب را نگه مي داشتند. با طبيعت كنار مي آمدند و يادشان بود كه در چنين سرزميني چگونه بايد زيست. ما زيستن در اين سرزمين را فراموش كرده ايم و هولناك تر آنكه نمي خواهيم به ياد بياوريم. نياز داريم كه نيشتري برداريم و به جان وجدان و روح خود بيفتيم. ما در برابر زلزله بم، گناهكاريم. در برابر جان هاي از دست رفته، گناهكاريم.
    در پيش چشم مي بينم كه مردگان بم- و همه فاجعه هاي طبيعي ديگر- بر ما چشم دوخته اند و به ما مي گويند ما قرباني خانه هاي سست شديم و شما كه بعد از ما زنده مانديد، چرا فرزندان به جا مانده ما را فراموش كرديد؟ من از شرم، نگاهم را مي دزدم و به زمين خيره مي شوم. چه بگويم، بگويم هنوز زندگي بر همان مدار است كه بود؟ بگويم «قهر طبيعت» است؟ آيا فراموشي ما «قهر طبيعت» است؟
    آري مهم نيست كه پنجم دي ماه 1382 در بم زلزله آمد. چه تفاوت دارد كه يك سال گذشته باشد يا 10 سال يا 20 سال. مهم آن است كه درد بم در خاطر نماند. وجدان ها آسوده و همه سرگرم كار و بار خويش شده اند. اگر هم در سالگرد زلزله، يادي از بم مي شود، اشعار احساساتي و پرسوز و گداز خوانده مي شود. بر خود نهيب مي زنم. ما نيازمند نهيبي به خود هستيم.
    
    
     

 روزنامه اعتماد، شماره 2861 به تاريخ 7/10/92، صفحه 16 (صفحه آخر) 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1392 توسط سینا

استاد محمدرضا شجریان: حمایت‌ام از جشن «موسیقی ما» را در عمل ثابت خواهم کرد
موسیقی ما - استاد محمدرضا شجریان در یک گفت‌وگوی تصویری با «موسیقی ما» از حمایت همه‌جانبه خود از این جشن سالانه خبر دادند و گفتند: «هرجا که وجود من لازم باشد، دریغ نخواهم کرد و برای تشویق جوانان دست‌ها را بلند می‌کنیم که نشان دهیم با شما همراه و همدل‌ایم و این حمایت تنها در حرف نیست.»

به گزارش «موسیقی ما» در این گفت‌وگو که مشروح آن را می‌توانید در انتهای این خبر مشاهده کنید، استاد شجریان ضمن تأکید بر حفظ استقلال و عدم انحراف این جشن از مسیر صحیح و بی‌نظر خود، می‌گوید: «این راهی است که در آبیاری استعدادهای نسل جوان تأثیرگذار است و من همواره از این حرکت استقبال کرده‌ام، چرا که در تمام کشورهای پیشرفته جهان این امری است مرسوم، در جهت تشویق هنرمندان جوان و تلاش آنها برای رسیدن به هنرمندان پیشکسوت و صاحب‌نام. من با شنیدن خبر برگزاری چنین جشنی توسط «موسیقی ما» بسیار خوشحال شدم که جوان‌ها خودشان به این فکر افتاده‌اند.»

خالق بخش مهمی از خاطرات موسیقایی ملت ایران در ادامه به برگزارکنندگان این مراسم توصیه می‌کند: «شما باید سعی کنید که بی‌نظر باشید و با در نظر گرفتن همه اقشار هنری، سراغ بهترین‌ها بروید و بدون وارد شدن به بحث‌های سیاسی و دیدگاه‌های خاص هنری، از کسانی که واقعاً زحمت کشیده‌اند تقدیر کنید. داوری‌های این جشن باید بر اساس بی‌طرفی و عدالت کامل باشد و حتی‌المقدور از حب و بغض‌ها پرهیز شود.»

خسرو آواز ایران ضمن مهم شمردن «همدلی» در میان اهالی موسیقی ادامه می‌دهد: «هنر برای انسان‌ها است و زمانی که خود هنرمندان دل‌شان با یکدیگر نباشد، هنرشان چه تأثیری روی مردم می‌تواند بگذارد؟ آن هنری در جامعه رشد پیدا می‌کند و مردم به سمتش گرایش پیدا می‌کنند که فارغ از هرگونه خودبینی و بدخواهی باشد. این است که هنرمندان اگر می‌خواهند به جامعه درس دلداری و همدلی بدهند، خودشان در وهله اول باید یکدل باشند و راه این مسئله این است که واقعیات یکدیگر را پذیرفته و خوبی‌های هم را به زبان آورند.»

استاد شجریان با تقدیر از کنار هم قرار گرفتن سبک‌های مختلف موسیقی در این مراسم ادامه می‌دهد: «هر یک از این سبک‌ها باید بایگانی‌های مختص به خود را داشته باشند و در میان خودشان مقایسه شوند.»

برای انجام این گفت‌وگو «آوا مشکاتیان» (دختر آهنگساز بزرگ پرویز مشکاتیان و نوه دختری استاد شجریان) لطف بزرگی به «موسیقی ما» داشت. فایل ویدئویی کامل این مصاحبه را می‌توانید از اینجا دانلود کنید.
   00:00            00:00    
دانلود
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 توسط سینا
شجریان:نبایدبه​یک​نوع موسیقی​عادت​کنیم
 محمدرضا شجریان که بعداز نمایش فیلم 6 قرن و 6 سال با اشاره به تلاش‌های درویشی در جمع‌آوری آثار عبدالقادر مراغه‌ای و همچنین ساخت فیلم 6 قرن و 6 سال گفت: بسیار خوشحالم که این اتفاق افتاده. ما اینجا جمع شده‌ایم که بگوییم ایرانی هستیم و به فرهنگ و هنر ایران احترام می‌گذاریم. در این راه باید از درویشی سپاسگزار باشم که تلاش دارد تاریخ موسیقی را حفظ کند و همچنین هنرمندان کنارافتاده را کشف می‌کند و به ما می‌شناساند.

وی ادامه داد: من دست کسانی را که در این کار زحمت کشیدند؛ می‌بوسم زیرا آنها با عشق و علاقه بخشی از تاریخ ما را که گم شده بود، پیدا و با ما آشنا کردند. من قبل از این کار فکر می‌کردم این آثار به نوعی موسیقی استانبول است اما بعد دیدم که موسیقی استانبول از این آثار نشأت گرفته است و به نوعی ما سالها از این موسیقی ارزشمند دور بوده‌ایم. وی با اشاره به اهمیت زبان و موسیقی در طول تاریخ گفت: موسیقی مانند زبان در طول تاریخ تراش می‌خورد و رشد می‌کند. هر چند امروز ما به زبان حافظ و سعدی صحبت می‌کنیم اما خالص‌ترین و پاک‌ترین زبان فارسی در نزد حافظ و سعدی و مولانا است.

شجریان با اشاره به اینکه آثاری که امروز از مراغه‌ای شنیده می‌شود؛ حاصل 600 سال است، گفت: ما نباید به یک نوع موسیقی عادت کنیم و از طرفی نباید به سمتی حرکت کنیم که همه مسائل مطابق سلیقه و عرف ما باشد بلکه باید از مسائل جدید یاد بگیریم و دقت کنیم. وی با اشاره به حرکت جوانها در کشف موسیقی گفت: جوانها امروز بسیار هوشمند اظهارنظر می‌کنند و باید آنها را جدی گرفت و به سوی تبادل نظر و همفکری رفت زیرا قطعا این تبادل نظر و همفکری نتایج خوبی دارد. وی ادامه داد: اگر قبول داریم که موسیقی ما مثل زبان می‌ماند؛ هر آهنگسازی باید جزء به جزء این زبان را بداند. باید واژه‌های آن را بشناسد زیرا ما هر چقدر به واژه‌ها در یک زبان بیشتر آشنا باشیم؛ می‌توانیم آثار بهتری بسازیم و ارائه کنیم. 

محمدرضا درویشی که نقش مهمی در ساخت این فیلم و جمع آوری آثار عبدالقار مراغه‌ای داشته و به نوعی فیلم براساس فعالیت‌های وی و گروهش ساخته شده نیز درباره این مستند گفت: مستند 6 قرن و 6 سال درباره سیر کارهای یک گروه است که قصد دارند آثار بجا مانده از عبدالقادر مراغه‌ای آهنگساز تاریخی ایران که در 600 سال پیش زندگی می‌کرده را اجرا کنند.

وی ادامه داد: در دوره‌ای که سریال شهرآشوب ساخته می‌شد در بخشی از این سریال که به تاریخ دوران شاهرخ تیموری مربوط می‌شد، به عبدالقادر مراغه‌ای اشاره کردیم. از همان زمان گروهی برای اجرای آثار وی تشکیل شد و بعد از 3 دور اصلاح گروه اصلی به وجود آمد و آثار عبدالقادر مراغه‌ای اجرا شد که تلاش‌های آنها در فیلم 6 قرن و 6 سال دیده می‌شود.

وی با اشاره به اهمیت شخصیت عبدالقادر مراغه‌ای گفت: متاسفانه جامعه موسیقی ایران شناخت زیادی درباره وی و رساله‌هایی که وی نوشته است، ندارد. بعداز انقلاب که علاقمندی برای تحقیق روی موسیقی بیشتر شد، عبدالقادر مراغه‌ای نیز مورد توجه قرار گرفت. از همان زمان و پیش از انقلاب بعضی هنرمندان مانند مرتضی حنانه علاقمند بودند و آرزو داشتند که آثار مراغه‌ای اجرا شود و امروز به نوعی آرزوی آنها به حقیقت پیوست. درویشی با اشاره به اینکه امروز مراغه‌ای یک آهنگساز ایرانی است، گفت: ما برای دستیابی و اجرای آثاری که از مراغه‌ای بجای مانده تحقیقات بسیاری را در طول 6 سال انجام دادیم و در این میان بارها به ترکیه رفتیم. متوجه شدیم که 30 اثر از آثار مراغه‌ای وجود دارد که در ترکیه نگهداری می‌شود. تعدادی از این آثار نیز در ایران بود.

وی ادامه داد: 6 قطعه از آثار وی را اجرا کردیم و به ترکیه رفتیم در آنجا نیز آنها قطعاتی را اجرا کرده بودند اما به هیچ عنوان از این قطعاتی که ما اجرا کردیم، آنها اطلاعی نداشتند و شگفت زده شده بودند. درویشی افزود: بعد از تحقیقات و کارهای ما درباره مراغه‌ای و انتشار آلبوم شوق نامه براساس آثار وی و با صدای همایون شجریان از دفتر یونسکو با من حدود 8 ماه پیش تماس گرفتند و از من خواستند که یک شخصیت فرهنگی را برای ثبت در میراث فرهنگی ایران معرفی کنم. من زمانی که متوجه شدم عبدالقادر مراغه‌ای در لیست ثبت شده‌ها نیست؛ وی را معرفی کردم.

وی ادامه داد: بلافاصله و به سرعت مدارک را جمع آوری و فرم‌های پیچیده‌ای که برای من فرستاده بودند را تکمیل کردم و به یونسکو ارسال کردم. حدود یک ماه پیش به من اعلام شد که عبدالقادر مراغه‌ای به عنوان یک موسیقیدان ایرانی در فهرست میراث فرهنگی یونسکو ثبت شده است و این امر رسماً اعلام شد. 2 سال دیگر که اجلاس عمومی یونسکو است این مسئله نیز در آنجا انجام شد.

درویشی با اشاره به اینکه این کار به نوعی با ناراحتی مدیران و هنرمندان ترکیه‌ای همراه شده است، گفت: آنها خیلی تلاش می‌کردند که عبدالقادر مراغه‌ای متعلق به آنها باشد و حتی اگر می‌خواستند به ما ارفاق کنند می‌گفتند که وی یک هنرمند جهانی است و حتی ما را متهم می‌کردند که ما می‌خواهیم مراغه‌ای را برای خود برداریم.

وی ادامه داد: بعداز انتشار آلبوم شوق نامه براساس آثار عبدالقادر مراغه‌ای، مراد باداکچی که بزرگترین موسیقیدان، تاریخ نویس در ترکیه است و حتی تز دکترای وی درباره عبدالقادر مراغه‌ای است مقاله‌ای را در معتبرترین روزنامه ترکیه نوشت و ضمن تعریف از آلبوم شوق نامه اعلام کرد که ما غفلت کرده‌ایم و ایرانی‌ها کاری را انجام دادند که ما باید انجام می‌دادیم.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آبان 1392 توسط سینا

گروه فرهنگ و هنر: مراسم جشن تولد هفتاد و سه سالگی محمدرضا شجریان با حضور جمعی از بزرگان و اهالی فرهنگ، موسیقی و سینما و دوستان شجریان برگزار شد.
علیرضا پورامید که اجرای مراسم را برعهده داشت با اشاره به تولد شجریان در اول مهر ۱۳۱۸ گفت: نسلی که همزمان با شجریان متولد و رشد کرد نسلی بود که دوران سختی را تحمل کرد. آن‌ها همزمان هم جنگ جهانی را دیدند و هم فقر را چشیدند و در یک اضطراب بزرگ شدند. آن‌ها بعد‌ها به نسل رادیو معروف شدند.


تویسرکانی: شجریان به درستی فرستاده‌ای از دل فرهنگ پربار این دیار است
شاهرخ تویسرکانی یکی از برگزار کنندگان و میزبان این جشن نیز طی سخنانی گفت: اگر به صدق... همهٔ ترانه‌های مولانا، سعدی و حافظ را در مقام معرفی پدیده‌ای چون محمدرضا شجریان هم به کار و کلام آوریم، باز هم میزان معرفت به تعادل نمی‌رسد سخن من.... راه به گزاف نمی‌برد اگر بگویم اسطورهٔ صلح و خنیاگر خوبی‌ها، هم برسریر داوودی نشسته، هم داوود... حنجره ازلی خود را به ایشان بخشیده است.محمدرضا شجریان به درستی فرستاده‌ای از دل فرهنگ پربار این دیار کهن است.
فرستادهٔ علاقهٔ عمیق انسان به فره‌مندی و شادمانی است. هرکجا که نومیدی و شکست و اندوه.... بر روشنایی و چراغ نامیرایی این دیار چیره می‌شود، ناگاه... فره وشی.... شعله ور از گلوی. این انسان اهورایی و برگزیدهٔ آزادی، برمی خیزد تا ظلمت را پس براند و به یاد خاموشان بیاورد که زنهار... زندگی ادامه دارد، عشق و امید و سربلندی.... ادامه دارد.
اگر به صدق... داوری کنیم، می‌توانیم به این باور بی‌خلل برسیم که حضرت ایشان... عطیه‌ای به موقع بود و هست که بفرمان تاریخ تاریکی‌ها را از قلوب خستهٔ بسیاران زدوده، و به کرات در کنار کلمات ملکوتی مولانا، سعدی و حافظ، امید عظیم و پایداری بی‌پایان را نوید داده است.
شگفتا... به صدق، دلالت کنیم، اگر این سیاوش ابراهیم وار نبود، حضور مولانا، سعدی و حافظ بزرگ تنها در محدودهٔ تنگ مکتب خانه‌های مدرن... اسیر می‌ماند. شجریان به حق توانست در پی نیم قرن آوای آسمانی، مردم را با رسولان معرتف و تغزل آشنا کند، به معنایی ساده‌تر، هم کاروان کلمات ملکوتی این بزرگان، و هم مردم مشتاق این عصر و این سرزمین، مدیون عبور ضفرنمون سیاوش ترانگی از خرمن شعله ور سکوت است هر بار که سکوت و ستم آمده تا خاموشی را وبال بلوغ این ملت کند، هم شهسواری به نام شجریان، بیرق سه رنگ رویا‌ها را چنان برافراشته که توفان‌ها به احترام عمل و آمال‌اش از یورش و طغیان بازمانده‌اند.
باری... بزرگ مردا.... که تو باشی، پایندگی و عزت ملی شایستهٔ شعور توست، و ما را افتخاری از این بیش نیست که در عصر شما زنده‌ایم و برشکوه انسانی تو شهادت می‌دهیم. آیدون باد....! زاد روز و همه روز‌هایت خجسته باد، چرا که بودنت دلگرمی مردمان این دیار کهن است و خواندنت خوانش مهر آئینیان این سرزمین اهورائی.


هاشمی: جشن تولد برای هنرمند یعنی سپاس افراد از نعمتی که به آن‌ها داده شده است
علی هاشمی موسیقیدان پیشکسوت نیز گفت: بسیاری امروز مراسم‌های بزرگی می‌گیرند که هدفی بجز خوردن و بردن در آن نیست. ما امروز در یک محفل دوستانه تولد خسروی آواز ایران را جشن گرفتیم زیرا معتقدیم جشن تولد سنتی ایرانی است و از تاریخ قدیم نیز در فرهنگ ایران بوده است. حتی از دو هزار و ۵۰۰ سال قبل تاریخ نگاران غربی اعلام کرده بودند که ایرانیان روز تولد خود را جشن می‌گیرند.
وی ادامه داد: جشن تولد برای ایرانیان روز ستایش و عبادت است
شهرام ناظری: شجریان همیشه یک حس متعهدانه دارد
و ما در این روز با برگزاری جشن برای به دنیا آمدن کسی و نعمتی که بابت این تولد به ما عنایت شده سپاسگذاری می‌کنیم.هاشمی با اشاره به شخصیت شجریان گفت: شجریان در چند سال اخیر علاوه بر هنرمند بودن نقش اجتماعی خود را به خوبی ایفا کرده است.وی این نقش را نه تنها در سالهای اخیر بلکه از ده‌ها سال پیش نیز بخوبی ایفا کرده است.


مجابی: هنرمند واقعی کسی که به فکر مردم است
جواد مجابی نویسنده و شاعر نیز گفت: در این سال‌های كه من بیمار بودم شبهای دشوار را به مدد شعر و موسیقی توانستیم تحمل کنیم و یک بخش مهمی از آن به خاطر آثار شجریان بود.
وی ادامه داد: هنرمند فرهنگی و اجتماعی کسی است که علاوه بر آنکه به هنر و فرهنگ خود توجه می‌کند به فکر مردم است و دقت می‌کند که مردم چه می‌خواهند و فقط به فکر سود خود نیست و حافظ و نگهبان فرهنگ و هنر خود است.مجابی با اشاره به اینکه شجریان همیشه به مردم و جامعه اهمیت داده افزود: حتی قبل از انقلاب در ۱۷ شهریور و بعد از کشتاری که بوجود آمد محمدرضا شجریان اعلام کرد که به احترام آن کشته‌ها کنسرت برگزار نمی‌کند.وی ادامه داد: بعد‌ها نیز در دوره‌ای که موسیقی حرام شد وی توانست برعلیه یک نوع ذهنیت غلط غلبه کند و این امر نشان می‌دهد که شجریان همزمان هم در طول تاریخ و هم در عرض تاریخ دویده است. وی در طول تاریخ هنر را آموخته و در عرض تاریخ زبان گویا و صدای مردم بوده است.


آغداشلو: برای تولد شجریان یک ملت جشن می‌گیرند
آیدین آغداشلو هنرمند نقاش نیز طی سخنانی گفت: بعضی آدم‌ها را یک ملتی تولدشان را جشن می‌گیرد زیرا مباهات می‌کنند که چنین فردی روح آن‌ها را فریاد می‌زند و نشان می‌دهد که این ملت به خودش تبریک می‌گوید و برای خودش اهمیت قائل است. تولد شجریان نیز از این قسم است. تولدی است که خود ملت برای وی می‌گیرد.وی با اشاره به اینکه هنرمند همیشه بر روی یک بند طناب راه می‌رود گفت: بسیاری از هنرمندان به این نگاه نمی‌کنند که اثرشان آن‌ها را به کجا می‌برد و یا چه سودی برای آن‌ها دارد و یا حاصل آثارشان چیست. بلکه فقط به دنبال تولید اثر براساس وظیفه هستند.آغداشلو افزود: امروز باید شجریان را ستایش کنیم که در لحظه‌ای معین درباره یک موضوع نظری معین داد و فارغ از اینکه این تصمیم چه عواقبی برای وی دارد آن را عملی کرد. همین امر است که نشان می‌دهد که هنرمند برای روح و روان ملت کار می‌کند.وی افزود: امروز موسیقی ایرانی با اسم ایشان گره خورده است و شجریان سهم خودش را انجام داده ومردم نیز به صورت متقابل او را دوست دارند و ستایش می‌کنند به همین دلیل شجریان ستایش شده‌ترین هنرمند در طول دوران معاصر است.


سریر: شجریان شخصیتی چند وجهی دارد
محمد سریر موسیقی‌دان و اهنگساز نیز با اشاره به شخصیت شجریان گفت: آنچه برای من اهمیت دارد چند وجهی بودن ایشان است شجریان در کمال صمیمیت و دقت و فارغ از نگاه شخصی فعالیت می‌کند و نگاه وی بسیار وسیع است.این عضو خانه موسیقی ادامه داد: نگاه ایشان به حوزه‌های مختلف نگاه یک روز و دو روز نیست بلکه ایشان امروز یک پشتوانه‌ای برای اهالی موسیقی و اعضای خانه موسیقی هستند ایشان نه تنها در موسیقی بلکه در بعضی هنر‌ها همچون خوشنویسی نیز دستی دارند اما از آنجا که شخصیتی چند وجهی دارند هرگز نخواستند این موارد را بیان کنند.

صالحی:هنرمند راه بلد مردم است
سید علی صالحی نیز طی سخنانی گفت: اندک‌اند خردمندانی که به درستی به انسان سیاست و سیاست انسان اشاره می‌کنند. انسان یک موجود سیاسی
آغداشلو: برای تولد شجریان یک ملت جشن می‌گیرند
است؛ حال، زاده هر شرایطی که باشد. به ساده‌ترین زبان و نزدیک‌ترین اشاره در سرزمین ما هنرمند مجبور است جانشین راه‌بلدان مردم شود.شجریان شریف و باهوش با عمل این کار در سر بزنگاه‌ها خوب تشخیص داد که باید چه تصمیمی بگیرد.


کلانتری: متأسفانه اهالی هنر ما قبیله‌ای هستند
پیروز کلانتری هنرمند نقاش و شاعر نیز گفت: متأسفانه ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که اهالی هنر آن ساختار قبیله‌ای دارند یعنی ما قبیله موسیقی قبیله سینما و قبیله تئا‌تر داریم همین امر باعث شده ما از هم دور بمانیم و بطور مثال برادر من که یک آرشیتکت است نمی‌تواند امروز یک شعر بخواند. و یا امروز نقاشان اهل موسیقی را نمی‌شناسند.وی ادامه داد: باید این مسیر اصلاح شود و بیاندیشیم که در برابر وضعیت و رفتاری که می‌خواهد هنرمندان را به سایه براند چه می‌شود کرد.

مسعود کیمیایی نیز با اشاره به سخنان کلانتری گفت: سخنان وی درست است و من همینجا تولد شجریان را تبریک می‌گویم.جواد طوسی منتقد و روزنامه نگار نیز گفت: آنچه که در زندگی شجریان مهم است و برای ما اهمیت دارد حضور مرحله به مرحله شجریان است که بسیار مهم است، متأسفانه امروز فضایی نیست که به صورت پاتوق گونه هنرمندان در کنار هم جمع شوند و همراه شوند.


پارسانژاد: شجریان نقش بزرگی در شنیده شدن اشعار فارسی داشت
پارسانژاد نیز گفت: شجریان نقش بزرگی در گسترش شعر و ادبیات داشته است امروز اگر به اقصی نقاط کشور مانند روستا‌ها سفر کنیم می‌بینیم که افراد غزلیات سعدی و حافظ را از حفظ کرده‌اند که بخشی از این محفوظات به دلیل گوش کردن به آثار شجریان است.
وی ادامه داد: این امر حتی امروز در اروپا و آمریکا نیز دیده شده است و امروز بسیاری از افراد که در آمریکا و یا انگلیس اشعار حافظ را می‌خوانند به دلیل آن است که آثار شجریان را گوش کرده‌اند و همین امر نشان می‌دهد شجریان شعر ایرانی را گسترش داده سربلند کرده است.


معتمدآریا: وجود شجریان سرشار از عشق است
فاطمه معتمدآریا بازیگر سینما طی سخنان کوتاهی گفت: من یک خانم هستم و به طنز می‌گویم که امروز شما مرا به آقایی خود قبول کردید و اینجا راه دادید اما واقعیت این است که آقایی برازنده شجریان است.
وی ادامه داد: من همیشه تلاش کرده‌ام که مدور حرف بزنم و دایره وار سخن بگویم تا حرفم به گوشهٔ کسی برخورد نکند اما فقط یک گوشه و یک مطلق در زندگی من وجود دارد و آن محمدرضا شجریان است.وی ادامه داد: آنچه در شجریان وجود دارد و در سرشتش وجود دارد عشق است و ایشان در درونش عشق مطلق وجود دارد.

ناظری: شجریان همیشه یک حس متعهدانه دارد
شهرام ناظری نیز طی سخنانی گفت: امروز برای شجریان همه ملت جشن می‌گیرند و ما نیز اگر اینجا هستیم نماینده ملت هستیم. من در ۲۶ سالگی توسط هوشنگ ابتهاج (ه الف سایه) به شجریان معرفی شدم و‌‌ همان زمان من با یک دریایی از معرفت و طرز فکر بالای انسانی و اجتماعی آشنا شدم.
وی ادامه داد در طی این مدت این آشنایی ادامه پیدا کرد و تبدیل به یک معاشرت عمیق و عاشقانه شد. ایشان با هنرمندان دیگر فرق می‌کند و یک حس متعهدانه دارد و بار‌ها به خاطر این تعهد خودش را بسیار در تنگنا و سختی قرار داده است.
ناظری افزود: شجریان بار‌ها از حقانیت مردم و هنر دفاع کرد و چهره‌ای را به وجود آورد که باعث شد صدای ایشان آمیخته با تاریخ شده است. و بار‌ها این چهره را به خاطر مردم و اجتماع فدا کرده است.


سجادی: شجریان مولف ربنا است نه فقط خواننده آن
عباس سجادی نیز گفت: شجریان آثار زیادی خلق کرده اما وی مولف
فاطمه معتمدآریا: وجود شجریان سرشار از عشق است
ربنا بوده است نه خواننده آن هرچند گروهی با کوته نظری‌ها امروز ربنا را پخش نمی‌کنند.
وی ادامه داد: حق‌شناسی از یک چهره هنری را فلان سازمان نمی‌تواند معرفی کند و گرامی بدارد بلکه افرادی مانند شجریان از یک تاریخ نشان و مدال چهره ماندگار بودن گرفته‌اند.

شجریان: همیشه شادی مردم برای من مهم بوده است
محمدرضا شجریان نیز با قدردانی از الطاف سخنرانان و همه مردم به وی برای سالروز تولدش گفت: من کاری نکردم و مانند همه هستم اما از شانس من قرعه فال را به حال من زدند. امروز‌‌ همان طور که کلانتری گفت قبیله‌ای زندگی کردن ما هنرمندان باعث جدایی ما شده است و این خوب نیست.
وی ادامه داد: من مانند یک قطره‌ای بودم که از برف و یا ابر چکید و راه دریا را در پیش گرفت. برای من مردم ایران و جهان دریا هستند و این امر را از بچگی و از پدر و مادرم آموختم من از کودکی آموختم که باید شادی‌ام را با دیگران تقسیم کنم. و به همین دلیل حتی در بازی‌های کودکانه دوستانم می‌خواستند که من در طرف آن‌ها باشم و در تیم آن‌ها باشم.
شجریان افزود: همین روحیه باعث شد که من از کودکی تا امروز با هیچ کسی دعوا و کتک کاری نکرده‌ام. من راه آدم‌ها و مردم را در پیش گرفتم و مهم‌ترین سرمایه برای من مردم و آدم‌ها هستند.
وی ادامه داد: امروز خیلی‌ها در من زندگی می‌کنند و من برای دیگران زندگی می‌کنم. زیرا معتقدم زندگی برای «تو» معنا دارد به همین دلیل سعی کردم هنرم برای انسان‌ها و انسانیت باشد. زیرا معتقدم رفتار انسان‌ها اگر خوب باشد مانند نسیمی است که از عطر و گل و یاس می‌آید.
شجریان افزود: ما باید ابتدا از بدی و تعفن خود بیرون بیاییم برای آنکه بتوانیم با انسانهای دیگر زندگی کنیم و با آن‌ها دیدار کنیم. دیدار‌ها برای من مهم است و من همیشه سعی کردم غرور شخصی خودم را برای غرور ملی و فرهنگ ملی کنار بگذارم.
وی با انتقاد از افرادی که می‌گویند مردم توجهی به هنر ندارند گفت: مردم وقتی زیر فشار باشند نمی‌توانند به مسئله دیگری فکر کنند و نمی‌توان از آن‌ها توقع زیادی داشت. مانند هستهٔ گیاهی که اگر طبیعی باشد و در خاک قرار بگیرد رشد می‌کند اما اگر این هسته زیر فشار باشد و آن را بشکنند و بعد روغن آن را بگیرند دیگر رشد نمی‌کند.
شجریان خطاب به هنرمندان گفت: زندگی در شرایطی که زیر نگاه‌ها و پروژکتورهای دیگران هستیم سخت است اما امروز هدیه‌ای که مردم به ما می‌دهند فقط به خاطر آن است که ما آن‌ها را دوست داشتیم و من نیز همیشه آن‌ها را دوست داشتم. من همیشه تلاش کردم خوشی‌هایم را با دیگران تقسیم کنم و ناراحتی‌های دیگران را با خودم تقسیم کردم. زندگی برای من جز دیدار با مردم نیست.


حاشیه‌ها
در این مراسم که به همت سایت موسیقی ما برگزار می‌شد هنرمندانی همچون مسعود کیمیایی، فاطمه معتمدآریا، محمدسریر، سیدعلی صالحی، جواد مجابی، آیدین آغداشلو، سامان احتشامی، شاهرخ تویسرکانی، عباس سجادی، پرویز کلانتری، علیرضا پورامید، فرزند پرویز مشکاتیان حضور داشتند.
شهرام ناظری در هنگام ورود ترانه معروف تولدت مبارک را برای شجریان خواند همچنین وی با ساز ستار قطعه تو افلاطون جالینوس مایی را برای شجریان خواند.
کیک تولد شجریان که شبیه یک ساز سنتور بود در پایان مراسم بریده و در بین حاضران تقسیم شد.
در بین سخنان پرویز کلانتری آیدین آغداشلو با وی شوخی کرد و فضای طنزی در جلسه بوجود آمد اما کلانتری بعد از این قضیه کمی رنجیده بود.
ساز ستاری که به ناظری دادند کوک نبود و سامان احتشامی ساز را تنظیم و کوک کرد.

نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مهر 1392 توسط سینا



این روزها خبرهای خوبی از حضور استاد محمدرضا شجریان در فضای موسیقی کشور به گوش می‌رسد.

 پس از حضور او در مراسم بزرگداشت ایرج خواجه‌امیری، خبرهایی از برپایی دومین نمایشگاه سازهای ابداعی او از 22تا 28شهریور در خانه هنرمندان ایران به گوش می‌رسد.

بیش از 50سال است که صدای شجریان در کنار سازهای سنتی ایرانی نشسته است اما از چند سال پیش به‌دلیل نیاز به صداهای جدید وکمبود صداهای جدید، استاد آواز ایران به سمت ساز‌سازی‌ تمایل پیدا کرد. فروردین 1388محمدرضا شجریان به میان خبرنگاران آمد. او در جلسه رونمایی «آه، باران» سازهای ابداعی خود را معرفی کرد و برخی از اعضای گروه شهناز هم ازجمله مجید درخشانی با این سازها نواختند تا صدای این سازهای ابداعی به گوش اهالی رسانه برسد اما این تمام تلاش شجریان برای معرفی سازهای ابداعی خود نبود، او در کنفرانس موسیقی پاریس که جمعی از اهالی سازسازی در سطح بین‌المللی حضور داشتند، به معرفی سازهای خود پرداخت و به سؤالات آنها پاسخ داد.

2سال پیش یعنی اردیبهشت‌ماه سال 90 او نخستین نمایشگاه ساز‌سازی‌ خود را با نام «سنتور‌ها و سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان» در تالار بهار خانه هنرمندان ایران برگزار کرد. در این نمایشگاه ۱۴ ساز ابداعی و ۱۰ سنتور در اندازه‌های مختلف و نمایش سازهای شهرآشوب، صراحی، ساغر، کرشمه، سبو، تندر و 2ساز جدید باربد و ارغنون به معرض دید مخاطبان گذاشته شدند. همان زمان محمدرضا شجریان درباره سازهای نو اعلام کرد که انگیزه ساخت این سازها آفرینش نغمه‌های نو و افزایش توانمندی‌های سازهای موسیقی ایرانی بوده‌است. او به تجربه 50ساله خود در عرصه آواز و موسیقی اشاره کرد؛ دورانی که به‌خاطر نزدیکی با مردم با سلیقه آنها آشنا و متوجه شده که مردم به اجرای موسیقی ایرانی توسط ارکسترهای بزرگ علاقه بیشتری نشان می‌دهند اما او در این وادی متوجه شده سازهای موسیقی ایرانی - به‌خصوص در تولید صداهای بم - برای استفاده در ارکسترهای بزرگ کارایی کافی ندارند؛ کمبودی که او همیشه احساس می‌کرده و این کمبود او را به سمت ساخت ساز سوق داده‌است.

سازهای ابداعی، او را در ارکستر بین‌المللی سازهای نوین در کانادا و آمریکا و گروه شهناز در ایران، ترکیه، اروپا، آمریکا و دبی در مقام خواننده همراهی کرده بود و آنطور که رسانه‌های آن سوی آب‌ها نوشتند، این سازها امکانات خاص و صدادهی بالایی دارند و بسیار موردتوجه مخاطبان قرار گرفته‌اند. سازهای ابداعی ساخته محمدرضا شجریان در ایران هم با استقبال مواجه شد و هم با انتقاد. با این حال شجریان بیکار ننشست و دست به برپایی دومین نمایشگاه خود زد؛ نمایشگاهی که قرار است خانواده صراحی در 4اندازه (شاه صراحی، صراحی باس، صراحی آلتو و صراحی سوپرانو)، خانواده شهرآشوب در 4اندازه (شه‌بانگ، شه‌نواز، شهرآشوب آلتو و شهر آشوب سوپرانو)، سبو، دل و دل در 2 اندازه (دل و دل آلتو، دل و دل سوپرانو)، خانواده سازهای مضرابی (ساغر، باربد و کرشمه) و سنتورهای با ساختار جدید و تندر معرفی شوند. محمدرضا شجریان در گفت‌وگو با روابط عمومی شرکت فرهنگی - هنری ‌دل‌آواز درباره برگزاری این نمایشگاه گفت: «این نمایشگاه ادامه همان نمایشگاهی است که در سال 1390برگزار شد، با این تفاوت که سازها برای عرضه در دنیای موسیقی و سفارش تولید به نمایش درمی‌آیند.»

این سازها که امتحان خود را در ایران و خارج از کشور پس داده‌اند، حال با تجدید نظری از سوی شجریان در معرض تماشا قرارمی‌گیرند. او در مورد سازهای ابداعی خود و اصلاحات آنها پس از گذشت این مدت گفت: «این سازها در 2سال گذشته در کنسرت‌ها نواخته شدند و در این مدت روی سازها کار کردم تا کیفیت سازها و صدادهی آنها بالا برود.»

سازسازی و ابداع ساز، پدیده نوینی در موسیقی ایرانی نیست؛ چه هنرمندان جوان و تازه کار دست به ساخت سازهایی می‌زنند و چه هنرمندان شناخته‌شده‌ای همچون استاد قنبری‌مهر که به‌عنوان چهره شاخص ساز‌سازی‌ یک عمر مشغول‌سازسازی‌ بوده از او به‌عنوان پایه‌گذار سازسازی نوین درایران یاد می‌کنند و سازهای شاه‌رباب و شورانگیز را ساخته است که در موزه موسیقی در معرض دید عموم قرار دارد و حتی آهنگسازانی همچون کیهان کلهر که شاه‌کمان را ساخته است و از آن در کنسرت‌هایش بهره می‌برد و چه حسین علیزاده‌ که شورانگیز را ساخته و طرح ساز سلانه او توسط سیامک افشاری ساخته شده هم ازجمله آهنگسازانی هستند که پا به دنیای ساز‌سازی‌ گذاشته‌اند. شجریان تا به امروز سازهای زیادی ساخته است؛ سازهایی که به گفته او قرار است کمبودهای صدا را در موسیقی سنتی ایران جبران کنند. اما آیا اینکه این سازها قابلیت وارد شدن به دنیای موسیقی ایرانی را دارند یا خیر او معتقد است: «سازهای ابداعی این قابلیت را دارند که در کنار سازهای سنتی قرار بگیرند. من بیش از 50سال است که با موسیقی، خواننده، نوازنده و آهنگساز در ارتباط هستم و از سوی دیگر سلیقه مخاطب را می‌شناسم؛ به همین دلیل معتقدم که موسیقی ایران به سازهای جدید و صداهای تازه نیاز دارد.» شجریان در ادامه با اشاره به شناخت خود از مقوله ساز، صدا و صدادهی گفت: «در طول عمر حرفه‌ای هنری خود، دانش و تجربه کسب کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام که در موسیقی ایران به سازهایی نیاز است که نوازنده یا آهنگساز با آن راحت باشند و صداهای تازه خلق کنند.»

به‌نظر می‌رسد که آهنگسازان جوان بیشتر به سازهای ابداعی ساخته او توجه نشان می‌دهند. او درباره استقبال جوانان از سازهای ابداعی خود گفت: «موزیسین‌های جوان از سازهای ابداعی استقبال کرده و هنرمندان قدیمی، به‌دلیل نگاهشان، در استفاده از این سازها با احتیاط برخورد می‌کنند. سازهای ابداعی برای نسل بعد است و آنها از این سازها که امکانات راحت‌تری در نوازندگی دارند، استفاده خواهند کرد.»

سازهای ابداعی حاصل تجربه محمدرضا شجریان در دنیای موسیقی، هنوز جوان هستند با این حال استاد آواز ایران معتقد است: «این سازها به‌تنهایی امکانات زیادی دارند، باید به صحنه بروند و نوازنده‌ها با آنها کار کنند تا به مرور زمان به آن عادت کنند.»

« همشهري آنلاين »


 سازهای نمایشگاه استاد شجریان :

۱-      شاه صراحی، صراحی باس، صراحی آلتو، صراحی سوپرانو

۲-      شه بانگ، شه نواز، شهرآشوب آلتو، شهرآشوب سوپرانو

۳-      سبو، دل و دل آلتو، دل و دل سوپرانو

۴-      ساغر، باربد، کرشمه، تندر، سنتورهایی با ساخت جدید

لازم به ذکر است  که سازها در این نمایشگاه  برای عرضه در دنیای موسیقی و سفارش تولید به نمایش در می‌آید

به گفته استاد شجریان:

 این سازها به ‌تنهایی امکانات زیادی دارد، باید به صحنه برود و نوازنده‌ها با آن کار کنند تا به مرور زمان به آن عادت کنند.

سازهای ابداعی شجریان

 ابداع چنین سازهایی موافقان و مخالفان خودش را دارد و علاوه بر تعریف و تمجید گروهی، عده ای  نیز انتقاداتی نسبت به این اقدام داشتند ؛ از آن جمله می‌توان به حسین علیزاده و محمد رضا لطفی اشاره داشت ؛ شاید توجه کردن بیش از حد به  ظاهر و زیبایی سازها از مهمترین دلایل انتقادات باشد و اینکه تحت تاثیر زیبایی ساز قرار گرفتن  باعث می‌شود بسیاری اصول مهم موسیقی و خلاقیت خواننده  کمتر مورد توجه قرار گیرد.

محمد رضا لطفی در این باره اشاره کرده بود:

در قدیم دو نظر برای ساز بوده‌است: نخست آنکه ساز ساده باشد و زیاد تزیینی نشود بعد از آن، ساز می‌تواند تزیینی هم باشد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور 1392 توسط سینا

 
علیرضا افتخاری در یادداشتی خطاب به محمدرضا شجریان نوشت: «بیا همایون هم باشیم.»

به گزارش ایسنا، در این یادداشت  نوشته شده است:

«ما آجر نیستیم که بمانیم. عمری از ما گذاشته است. باید هر کدام در نوای هم بخوانیم. ما یک جمع خانواده‌ایم. ما باید اسم همدیگر را صدا بزنیم. ما باید همایون هم باشیم. ما نباید ورود را از هم بپوشانیم و اجازه گذر را به یکدیگر ببندیم. ما از همدیگر می‌ترسیم. ما در یک باغ هستیم. با افکار یک درخت پربار باید سرزنده و شاداب، از دور یکدیگر را صدا بزنیم. نزدیک هم بیاییم با محبت. چرا دستخط‌هامان برای هم خوانا نیست. صدا بزن مرا. نزدیک‌تر بیا.

چرا هوا را آنچنان برای هم سرد کرده‌ایم که باید در دیدارهایمان با پالتوی زمستانی باشیم. نباید دیگران برای ما تصمیم بگیرند، کدام طرف برو، کدام طرف نرو.

ما همیشه در عزای همدیگر جمع می‌شویم آن هم با لباس‌های شیک. اما حیف کسی نیست برای خودمان شعر بگوید. کسی نیست ترقه‌ای به زمین بزند تا همه از حصاری که سرمای وجودمان را احاطه کرده، بیدار شویم.

من چرا در گذر وجود شما از کنار جدول‌های دسته جمعی بگذرم، آن هم غریب و تنها. دوست دارم یکی مرا صدا بزند با اسم کوچک رضا، رضا، رضا!

خود را به من بنما. پیغامت زیباست اما خود را بنما. ما ته خط رسیدیم. یکی هفتاد و دو سال، یکی هشتاد و دو سال. حال یکی کمتر، یکی بیشتر. چیز دیگری از راه مرگ نمانده است. کمی پای گرمای هم بنشینیم. این بهترین یادگاری است که برای هم می‌نویسیم.

محمدرضا شجریان دوستت داریم. اما نه با پیغام. خود را در لای یادداشت وزین‌ات نپیچ. غریبی نکن. می‌دانم هوا سرد است. خیلی سرد است. هوا مه آلود است. نه آفتابی، نه خورشیدی، نه آتشی.

بیا سکوت را بشکن با نوای خود.»

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392 توسط سینا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلايدر

دانلود فيلم