ستاد آواز ایران: حافظ برایم مربی و پدر بوده است
شجریان: حق خواندن برای مردم خودم را ندارم
 
 
گروه فرهنگی: محمدرضا شجریان در همایش بین‌المللی حافظ گفت، من در کشوری زندگی می‌کنم که چند سال است حق خواندن برای مردم خودم را ندارم.
 
 
شجریان: حق خواندن برای مردم خودم را ندارم
به گزارش آنا از ستاد خبری همایش بین‌المللی حافظ محمدرضا شجریان در ابتدای سخنانش گفت: بیتی از حافظ خوانده شد که به نظرم درست خوانده نشده و درست آن به نظرم اینگونه است: جلوه‌ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد. وی در ادامه افزود: بیت دیگری نیز هست که به نظر من الحق زیباست: نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش/ خیمه در آب و گل آدم زد و نمی‌دانم چرا این بیت در خیلی از نسخ نیست که نمی‌دانم چرا در اکثر نسخه‌های حافظ نیست.

استاد آواز ایران ادامه داد: ‌وقتی آواز می‌خوانم بدون شعر نمی‌توانم آواز بخوانم. مثل اتوموبیلی که بنزین ندارد. وقتی غنای شعر حافظ هست، مرا به خواندن وامی‌دارد و چنان مرا شیفته می‌کند و می‌برد به جایی که از خود بی‌خود می‌شوم و یکباره به خود می‌آیم و متوجه می‌شوم در جمعی در حال آواز خواندن هستم.

شجریان افزود: شعر حافظ گاهی مرا در آواز به جایی می‌برد که همیشه نمی‌توان به آنجا رسید. حافظ همیشه برای من مطرح بوده و معلم و مربی و پدر بوده و همه چیز بوده است. عشق برای ملک نیست برای انسان است فرشته عشق نداند که چیست: فرشته عشق ندانست چیست قصه مخوان / بخواه جام و شرابی یه خاک آدم ریز/ پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر/ به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز.

شجریان در پایان گفت: زیاده‌گویی نمی‌خواهم بکنم. من چند سالی است که می‌خوانم و آنچه باید را تا به حال خوانده‌ام و از این به بعد هرچه بخوانم زیاده‌گویی است اما من چند سال است که من اجازه ندارم برای مردم خود و در مملکت خودم بخوانم. در انتهای بخش اول اولین روز این همایش، کنسرت مجتبی عسگری برگزار شد و عسگری با خواندن تصنیف مرغ سحر آن را به استاد شجریان تقدیم کرد. همایش بین‌المللی حافظ از تاریخ 15 تا 18 اردیبشهت در تهران و شیراز توسط دانشگاه آزاد اسلامی برگزار می شود.

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط سینا

 

محمدرضا شجریان، خواننده موسیقی سنتی ایرانی در حاشیه مراسم بزرگداشت حافظ در دانشگاه آزاد اسلامی، در خصوص گمانه ‌زنی هایی که راجع به حضورش در ارکستر ملی مطرح شده پاسخ داد.

محمدرضا شجریان، خواننده موسیقی سنتی ایرانی که این روزها به علت اعلام حضورش در ارکستر سمفونیک ملی از سوی رسانه‌ها، دوباره به صدر اخبار بازگشته است، صبح امروز به مراسم بزرگداشت حافظ که در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار ‌شد رفت و در حاشیه این برنامه، در خصوص گمانه ‌زنی ها راجع به حضورش در ارکستر ملی در گفتگوی اختصاصی به خبرنگار ما گفت:حضور من در ارکستر سمفونیک در صورتی که فعالیتم ممنوعیتی نداشته باشد، از نظر خودم قطعی است.

شجریان با تاييد موافقتش برای حضور در ارکستر ملی ایران گفت : علی رهبری فردی بسیار توانمند و با استعداد در زمينه موسيقي است و تشكيل اركستر سمفونيك اتفاق بسيار خوبي است .

با این توضیحات گویی گمانه زنی رسانه‌ها برای حضور شجریان در ارکستر ملی دارد به واقعیت نزدیکتر می‌شود و البته بايد ديد مسئولان فرهنگي اركستر ملی در روزهايی آينده چه تصميمی را در اين خصوص خواهند گرفت. 

محمدرضا شجریان در همایش بین‌المللی حافظ گفت، من در کشوری زندگی می‌کنم که چند سال است حق خواندن برای مردم خودم را ندارم.

محمدرضا شجریان در ابتدای سخنانش گفت: بیتی از حافظ خوانده شد که به نظرم درست خوانده نشده و درست آن به نظرم اینگونه است: جلوه‌ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد.

وی در ادامه افزود: بیت دیگری نیز هست که به نظر من الحق زیباست: نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش/ خیمه در آب و گل آدم زد و نمی‌دانم چرا این بیت در خیلی از نسخ نیست که نمی‌دانم چرا در اکثر نسخه‌های حافظ نیست.

استاد آواز ایران ادامه داد: ‌وقتی آواز می‌خوانم بدون شعر نمی‌توانم آواز بخوانم. مثل اتوموبیلی که بنزین ندارد. وقتی غنای شعر حافظ هست، مرا به خواندن وامی‌دارد و چنان مرا شیفته می‌کند و می‌برد به جایی که از خود بی‌خود می‌شوم و یکباره به خود می‌آیم و متوجه می‌شوم در جمعی در حال آواز خواندن هستم.

شجریان افزود: شعر حافظ گاهی مرا در آواز به جایی می‌برد که همیشه نمی‌توان به آنجا رسید. حافظ همیشه برای من مطرح بوده و معلم و مربی و پدر بوده و همه چیز بوده است. عشق برای ملک نیست برای انسان است فرشته عشق نداند که چیست: فرشته عشق ندانست چیست قصه مخوان / بخواه جام و شرابی یه خاک آدم ریز/ پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر/ به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز.

در انتهای بخش اول اولین روز این همایش، کنسرت مجتبی عسگری برگزار شد و عسگری با خواندن تصنیف مرغ سحر آن را به استاد شجریان تقدیم کرد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط سینا
نامه‌ی سرگشاده‌ی محمدرضا شجریان‬ به خانواده‌ی محترم دکتر مرتضى سربندی (درباره‌ی پرونده‌ی ‫‏ریحانه‬ جباری)

با سلام؛

وقتى عواطف اجتماعى به اوج نقطه‌ی انسانى خود می‌رسد همگان کار خیر و نیکو را انتظار می‌کشند. هیچ عاطفه‌ی پاک انسانى خون را با خون نمی‌شوید. در این میان یک نفر است که اشتباه بزرگ را مرتکب شده، آن هم بر کسى روشن نیست.
به هر جهت خون انسانى ریخته شده و دیگر انسانى ٧ سال در زندان ساعت‌هاى عمر را با مرگ و زندگى شمارش کرده است.
وجدان آگاه و بیدار جامعه امروز گذشت را از شما انتظار می‌کشد و تحسین می‌کند؛ از انتقام هراس دارد. 
سزاوار است با بزرگوارى خانوادگى از کشتن بپرهیزید و به انسان درمانده و نا‌امیدى زندگى دوباره ببخشید تا دیگر انسان‌ها را خوشحال کرده باشید، 
پیشنهاد و خواهش من اینست:

«این دختر را نکشید»

به یقین او نیز تمام عمر مدیون و دوستدار شما خواهد بود. 
با امتنان فراوان.

محمدرضا شجریان


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۳ توسط سینا
 
 همایون شجریان با نگارش پیام تسلیتی برای درگذشت سیمین بهبهانی، کنسرت «چرا رفتی» را به او تقدیم کرد.
 
 
تسلیت شجریان برای درگذشت سیمین بانو
شامگاه 28 مردادماه، کنسرت «چرا رفتی» با یک دقیقه سکوت اجرای خود را در شهر کرمان به سیمین بهبهانی که بامداد 28 مرداد از دنیا رفت، تقدیم کرد. همایون شجریان در آغاز این برنامه گفت: متأسفانه بانو سیمین بهبهانی امروز صبح درگذشت. ایشان بعد از چند هفته بستری شدن در بیمارستان به کما رفتند و شب گذشته در حالی که علائم بهبودی مشاهده شده بود بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع گفتند. مرگ ایشان ضایعه بزرگی برای هنر این سرزمین است.

او ادامه داد: من از «هوای گریه» تا «چرا رفتی» از تصنیف‌های ایشان استفاده کردم و هربار که با شما علاقه‌مندان صحبت کردم، نشان دادید که این دو تصنیف بیش از همه کارها به دل‌تان نشسته است. در کارهایم خیلی به ایشان مدیون هستم و کنسرت امشب را به روح بلند سیمین بهبهانی تقدیم می‌کنم و تقاضا می‌کنم قبل از آغاز برنامه به احترام این بانو یک دقیقه سکوت کنید.

***
همایون شجریان همچنین در پیام تسلیتی برای درگذشت این شاعر غزل‌سرا نوشته است:
«چه می‌توان کرد وقتی معشوق، سیمینِ همیشه عاشق را صدا می‌زند. وقتی لحظه دیدار فرامی‌رسد. آن زمان که خواندن را با هوای گریه‌ات آغاز کردم، کلام تو صدای مرا تا گرم‌ترین و امن‌ترین نقطه قلب‌ها برد و در این شب‌ها که چرا رفتی‌ات را بر صحنه فریاد می‌کشم، باز این نگین شعر توست که بر صحنه‌ها می‌درخشد. این چه سرّی‌ است در سرنوشت من که هر بار با شعر تو محبوب می‌شوم. در فهم من تنها جادوی عشقی است که در شعر تو زندگی می‌کند. رفتی و وطنی در سوگت نشست.»

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۳ توسط سینا
با آهنگسازی مهیار علیزاده
علیرضا قربانی و همایون شجریان هم‌صدا می‌شوند
علیرضا قربانی و همایون شجریان هم‌صدا می‌شوند
 
به گزارش عرش نیوز، مهیار علیزاده آهنگساز این پروژه در این باره می‌گوید: آلبوم جدیدی در دست تولید دارم که خوانندگی آن را علیرضا قربانی و همایون شجریان، دو خواننده سرشناس موسیقی ایرانی بر عهده دارند. پروژه در ژانر موسیقی ارکسترال است که ضبط آن به پایان رسیده و در مراحل میکس قرار دارد.

آهنگساز این پروژه در مورد چگونگی شکل‌گیری این اثر گفت: دغدغه استفاده از چند صدا با نقش‌های مختلف از سال‌ها پیش، و در زمان تحصیل در ارمنستان و تحت تاثیر کنسرت‌های موسیقی کلاسیک شکل گرفت؛ ولی در آن زمان تجربه کافی برای چنین پروژه بزرگی را نداشتم. علاوه بر آن کار می‌بایست بر روی اشعار فارسی ساخته می‌شد و این مشکل‌ترین بخش پروژه بود. انتخاب اشعاری که مرا تحت تاثیر قرار دهد و همزمان برای ساخت اثر با دو خواننده متفاوت توجیه‌پذیر باشد. این ایده را با همایون شجریان و علیرضا قربانی مطرح کردم و آن‌ها پذیرفتند که روی این پروژه کار کنیم. پروسه انتخاب اشعار و ساخت موسیقی و ضبط چیزی حدود یک سال به طول انجامید که بسیار پر زحمت ولی در عین حال شیرین بود.

علیزاده با اشاره به طرح اصلی اثر می‌گوید: یک بخش از این اثر بر روی ابیاتی از نیمای بزرگ تالیف شده است و بخش دیگر، قطعاتی را با اشعار احمد شاملو، دکتر شفیعی کدکنی، محمدعلی بهمنی، سیمین بهبهانی و علیرضا کلیایی شامل می‌شود.

مهیار علیزاده که پیش از این آهنگسازی آلبوم حریق خزان با خوانندگی علیرضا قربانی را در کارنامه خود دارد در مورد وضعیت ضبط این اثر گفت: مراحل ضبط آلبوم به پایان رسیده و هم اکنون در مرحله میکس قرار داریم. ضبط ارکستر کاملاً به صورت آنسامبل صورت گرفته و قسمت اعظم موسیقی در استودیوی تلویزیون کشور چک و همراه با ارکستر فیلارمونیک متروپولیتن پراگ انجام شده است. قسمتی از آن نیز در ایران توسط آنسامبل موسیقی معاصر ایرانی به سرپرستی خودم و به صورت مشترک در استودیوی ترانه و استودیوی کنگان(کرگدن) ضبط شده‌اند. همچنین گروه آوازی تهران به سرپرستی میلاد عمرانلو عهده‌دار بخش‌های کُر مجموعه بوده‌اند.

علیزاده همچنین در مورد زمان انتشار آلبوم افزود: هنوز زمان دقیقی برای انتشار آلبوم مشخص نشده است ولی با توجه به فعالیت‌های هر دو خواننده زمان انتشار آن به زودی مشخص خواهد شد.

علیزاده در مورد حساسیت‌های این اثر گفت:«برای اولین بار است که بعد از انقلاب دوخواننده سرشناس موسیقی ایرانی در کنار هم قرار می‌گیرند و اثری مشترک را تولید می‌کنند. حتما حساسیت‌ها در این باره زیاد است و ما تمام تلاش‌مان را کرده‌ایم تا بهترین اثر را تولید کنیم. این اثر برای هر دوخواننده اهمیت ویژه‌ای دارد تا جایی که در تمام مراحل ضبط در کنار همدیگر حضور داشتند و تلاش زیادی برای بی عیب بودن آن انجام شده است.»

منبع:فارس

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ توسط سینا


 

 

 

هرگز به مردم و سرزمينم پشت نكردم

 

 

مراسم اهداي مدال شواليه هنر و ادبيات رأس ساعت 6 بعد از ظهر در اقامتگاه سفير فرانسه برگزار شد، مدالي که پيش‌تر بر سينه‌ کساني چون داريوش شايگان، محمدعلي سپانلو، پري صابري، علي‌رضا سميع‌آذر و ... الصاق شده بود. در مراسم عصرانه‌اي که به افتخار اين رخداد فرهنگي در اقامتگاه سفير کبير فرانسه در ايران، آقاي برونو فوشه برگزار شد، بسياري از چهره‌هاي برجسته‌ فرهنگي حضور داشتند، از جمله: داريوش شايگان، غلام‌حسين اميرخاني، آيدين آغداشلو، محمدرضا درويشي، حسين علي‌زاده، داريوش طلايي، فرهاد فخرالديني، همايون شجريان، اصغر فرهادي، نصرت الله وحدت، پوري بنايي، پرويز کلانتري، محمود دولت‌آبادي، جواد مجابي، اميد روحاني، ليلا حاتمي، علي مصفا، شاهرخ تويسرکاني، انوشيروان روحاني، ليلي گلستان، رضا کيانيان. در اين مراسم همچنين دکتر عباسيون و دکتر عباسي از پزشکان استاد شجريان به دعوت ايشان هم حضور داشتند.

در ابتداي اين مراسم سفير کبير فرانسه، زندگينامه‌‌اي کوتاه، شرحي از کنسرت‌ها و جوايز استاد را به ترجمه‌ مديا کاشيگر، مترجم رسمي سفير فرانسه بيان کرد. سپس استاد کوتاه از دولت فرانسه، شخص سفير و حضار تشکر کرد. اين مراسم دو ساعته، در ساعت 8 شب به پايان رسيد.

 موسيقي ايراني تنها يک سنت موسيقايي نيست، تنها يک فرهنگ غني و ريشه دار و کهنسال نيست، بلکه نموداري دقيق و روشن از يک تمدن ديرين، ديرپا و ماندگار است که هزاران سال در دل اين جغرافياي رنگارنگ شکل گرفته است و من در تمام طول زندگي ام، در بيش از نيم قرن حضورم در عرصه موسيقي ايراني، هميشه و در هر حال کوشيدم و نه فقط پاسدار ارزش ها، اصول، و شکوه و عظمت اين سنت موسيقايي، و نه فقط مفسر اين فرهنگ غني بلکه پاسدار اين تمدن باشم.

    موسيقي ايراني هميشه و در هر حال، بازتاب دهنده جلوه هاي مختلف اين تمدن کهنسال و رنگارنگ بوده است، بازتاب دهنده معماري و مهندسي ايراني از دل خاک و خشت و لعاب و آرامش و سکوت خلوت انسي که در آن موج مي زند و از خلوص انساني گفته است که در اين خانه هاي دلباز و روشن رو به نور، در دل حضور دائمي طبيعت و خورشيد و آب، در جستجوي لحظه آرامش و خلوت و آسايش و خلوص و مهرباني بوده است.

موسيقي ايراني بازتاب دهنده شعر و ادب غني و پر بار اين سرزمين و نظم دقيق و مهندسي شده حيرت انگيزش بوده که در تمام طول تاريخ از خنياگران کهن تا همه آن شاعران درخشان و در گذر از همه پيچ و خم هاي تاريخ، تنها نمايش دهنده حيرت انسان اين مرز و بوم از زيسته در چنين جهاني بوده و از پرستش و حمد و ثناي خالق و خلق و آواها و نواهاي موسيقي ايراني هم چيزي جز ستايش حضور در اين جهان و حيرت و بهت از اين نظم و تکامل نيست.

هنرمند ايراني، برعکس هنرمند غربي، فرديتش را، يعني مايه رسيدن به خلق و آفرينش هنري را هميشه در ستايش از اين حيرت، در رثا و ثناي اين خلق و خالق به کار برده است. او فرديتش را هميشه در حيرت از کشف و شهود اين جهان با نظم و اصول صرف کرده است. موسيقي ايراني، جشن و شور درک اين حيرت، اين کشف و شهود، اين شکوه و عظمت است.

 من در تمام طول اين نيم قرن تنها کوشيدم تا اين سنت كهنسال و ريشه دار خنياگري ايراني را با همه زوايا و گوشه ها، همه غنا و عظمت و تنوعش حفظ کنم، پاس بدارم و سپس آن را به آيندگان منتقل کنم. کوشيدم که اين سنت خنياگري را که ريشه در ژرفاي اين تمدن کهنسال دارد، از چنگ نوازان هخامنشي تا موسيقي دانان ساساني و سپس قاريان کلام وحي پاسداري کنم و اگر مي توانم چيزي بر آن بيفزايم و اگر هميشه کوشش کردم تا پاسدار دقيق اين سنت باشم تنها به اين هدف بوده که در غياب آن معماري باشکوه، شعر و ادب غني، کتابت و خطاطي و مينياتور و ديگر مايه هاي اين تمدن، اکنون موسيقي ايراني، تنها بازمانده، حافظ، پاسدار و نماينده تمدن کهنسال در حال نابودي يا دست کم در حال دگرگوني است.

موسيقي ايراني سينه به سينه حفظ شده، از پستواي به گوشه اي پناه برده، طي قرن ها پالايش و نظم يافته، فرديت هاي هنرمندان در طي تاريخ به آن افزوده شده، غنا و تکامل يافته و اکنون فشرده شده و خلاصه شده ويژگي هاي يک تمدن است. من هم کوشيدم که آن را حفظ کنم، به تمام و کمال آن خدشه اي نزنم، حرمتش را بدارم، اگر مي توانم- که نتوانستم و نشد- چيزکي به غنايش اضافه کنم، تا ديگراني شايد آن را متحول کنند و از آن چيزي کامل تر و نوتر بسازند.

بر خود لازم مي دانم که از سفير محترم فرانسه در تهران، نماينده اي از يک ملت دوست و عاشق هنر بابت اين نشان و افتخار تشکر کنم و از همه دوستانم، از همه حاضران، از همه سروران و اصحاب هنر و تفکر که در اين مجلس حضور دارند و مردمي را نمايندگي مي‌کنند که من عاشقانه دوستشان دارم، تشکر کنم و خوشحالم که در همه زندگي ام هرگز به مردم کشورم و سرزمينم پشت نکردم، در کنارشان بودم، براي آنها تلاش کردم و خواهم کرد.

امضا: محمدرضا شجريان

 


 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم تیر ۱۳۹۳ توسط سینا
  
گروه فرهنگي: محمدرضا شجریان استاد آواز ایران پس از بازی درخشان تیم ملی کشورمان مقابل آرژانتین در صفحه فیس بوک خود نوشت: دو صد آفرین به بچه های تیم فوتبال ایران که هم آبروی جهانی بدست آوردند و هم دل مردم ایران را که عاشق فوتبالند شاد و خرسند کردند.
 
 
استاد شجریان: دوصد آفرین به تیم فوتبال
متن نوشته استاد آواز ایران بر روی صفحه فیس بوک خود قرار داده ، به این شرح است:
دو صد آفرین به بچه های تیم فوتبال ایران که هم آبروی جهانی بدست آوردند و هم دل مردم ایران را که عاشق فوتبالند شاد و خرسند کردند. بازی جانانه ای ارایه کردند که تیم قدری مثل آرژانتین را که چهار٬ پنج ستاره سرشناس و یک فوق ستاره چون مسی را دارد کلافه و متوقف کرده بودند. اگر آن پنالتی اول را داور گرفته بود به یقین نتیجه غیر از این میشد. ضمن اینکه خطای پنالتی دومی هم که روی قوچان نژاد اتفاق افتاد که دفاع با خطا او را به زمین انداخت و نگذاشت شوت او به ثمر برسد. بچه های ما چندین بار دروازه نام آوران فوتبال جهان را جدا به خطر انداختند.

از آقای کی روش سرمربی محترم هم باید ممنون بود که تیم منسجم و خوبی پرورش داده است. به یقین بچه های ما با این بازی های جانانه می توانند بوسنی را ببرند. مشتاقانه در انتظار بازی بچه ها و موفقیتهایشان هستم. تیم ملی فوتبال ایران در دومین بازی خود در جام جهانی برزیل شامگاه گذشته (شنبه شب) با ارایه یک بازی جوانمردانه، پای پای و درخشان در مقابل آرانتین تیمی که دو دوره قهرمان جهان شده ، با افتخار ظاهر شد .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر ۱۳۹۳ توسط سینا
​ خسرو آواز ايران، نشان شواليه فرانسه دريافت مى كند. به گزارش «موسيقى ما»، محمدرضا شجريان، استاد بزرگ آواز ایران كه در نقاط مختلف دنيا اجراهاى موفقى داشته و در سطح بين المللى موسيقى اصيل ايرانى را روى صحنه برده است، طى روزهاى آتى و در مراسمى كه در كشور فرانسه برگزار خواهد شد، اين نشان معتبر را دريافت خواهد كرد. این نشان به پاس یک عمر فعالیت هنری این استاد موسیقی ایرانی به وی اهدا خواهد شد. گفتنى است نشان ملی شوالیه ادب و هنر، در پاییز سال ۱۳۸۶ از سوی تئاتر شهر پاریس در مراسمی با حضور معاون رییس جمهور فرانسه به استاد شهرام ناظرى، ديگر موزيسين صاحب نام ايرانى اعطا شده و مورد توجه رسانه های بین المللی قرار گرفته بود. اطلاعات تكميلى در اين خصوص به زودى از موسيقى ما منتشر خواهد شد. منبع: موسيقى ما
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۳ توسط سینا


«استاد محمدرضا لطفی آن یار دیرینه‌ی بی‌همتا به جاودانگی پیوست.

او تمام زندگیش تلاش و دقت و وسواس در موسیقی نژاده و ردیف بجا مانده از میراث‌داران موسیقی کهن و آموزش به شاگردان بود. دستی توانا در نواختن و فکری سنتی در اصالت تاریخی آهنگ و نغمه با حال و هوا و شور و شیدایی خاص خود داشت. از شروع زندگی موسیقائی‌اش به شکلی تأثیرگذار در عرصه هنر و جاودانگی سنت‌های آن راه پیمود و به انجام رساند.

همواره دلسوز طبقه کارآمد کم‌درآمد بود. حیف و صد حیف که زود درگذشت و ما را سوگوار کرد.

با تأثر فراوان

«محمدرضا شجریان»


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط سینا
محمدرضا لطفی موسیقدان ایرانی بامداد روز جمعه 12 اردیبهشت دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، او که سال 1325 در گرگان به دنیا آمده بود، استاد نوازندگی تار و سه تار و آهنگسازی صاحب سبک در حوزه موسیقی ایران بود.

لطفی تحصیلات موسیقی را در هنرستان موسیقی ایران نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی و حبیب الله شهبازی ادامه داد و پس از آن به دانشکده موسیقی رفت و محضر استادانی چون نورعلی برومند، عبدالله دوامی و سعید هرمزی را دریافت. او در 18 سالگی (1343)جایزه نخست موسیقیدانان جوان ایران را به دست آورد. 

این استاد نوازندگی تار و سه تار در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد و در همین سال همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.

لطفی حدود یک سال و نیم مدیر گروه موسیقی دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران بود. و پس از استعفا از این سمت در سال ۱۳۵۴ گروه موسیقی «شیدا» را راه‌اندازی کرد.

گروه موسیقی «شیدا» به همراه گروه موسیقی «عارف» به سرپرستی حسین علیزاده در اعتراض به رژیم پهلوی از همکاری با رادیو انصراف دادند و کانون موسیقی «چاووش» را راه انداختد. این کانون پیش از پیروز انقلاب ایران در سال 1357 کار تولید تصنیف‌های انقلابی را آغاز کرد. 

در این کانون علاوه بر لطفی و علیزاده هنرمندانی چون پرویز مشکاتیان، علی اکبر شکارچی، مجمدرضا شجریان، شهرام ناظری، هوشنگ ایتهاج و ... حضور داشتند.

بسیاری از کارشناسان موسیقی ایران کانون چاووش را نقطه عطفی در موسیقی ایران می‌دانند و معتقدند که تولیدات این کانون در زمره بهترین اثار موسیقی سنتی ایران قرار دارند.

با تعطیلی فعالیت‌های این گروه لطفی هم از ایران رفت و پس از اجرای برنامه در کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان در آمریکا ساکن شد. او در شهر واشنگتن مرکز فرهنگی و هنری شیدا را بنیان گذاشت و به اجرای برنامه در سطح جهان پرداخت.

او در دهه 80 شمسی به ایران بازگشت و کانون شیدا را در تهران راه انداخت. لطفی پس از بازگشت به ایران چند برنامه با همراهی هنرجویانش اجرا کرد.

او در این سال‌ها اظهارنظر‌های تند و تیزی داشت ، هم محمدرضا شجریان را نقد کرد و هم از نوازندگی و سبک کیهان کلهر در حوزه نوازندگی کمانچه ایراد گرفت.

انتقادهای لطفی البته بی پاسخ نماند و هنرمندان و چهره‌های مختلفی از جمله آوا مشکاتیان دختر زنده یاد پرویز مشکاتیان پاسخ هایی را به این استاد دادند.

لطفی که یکسال از بیماری سرطان رنج می‌برد، طی ماه‌های گذشته چندبار در بیمارستان بستر شد.

از جمله آلبوم‌های محمدرضا لطفی می‌توان به «به یاد عارف» (بیات ترک)، «چهره به چهره» (نوا)، «سپیده» (ماهور)، «چشمه نوش» (راست پنجگاه)، «جان جان» (سه‌گاه)، «معمای هستی» (شور)، «عشق داند» (ابوعطا)، «رمز عشق» (ماهور)، «گریه بید» (سه‌گاه-اصفهان)، «قافله‌سالار» (نوا-راست پنجگاه)، «پرواز عشق» (سه‌گاه-اصفهان)، «خموشانه» (ابوعطا-بیات ترک)، «چهارگاه»، «به یاد درویش خان» (تکنوازی سه‌تار)، «یادواره استاد نورعلی برومند» (گروه همنوازان شیدا، دستگاه شور)، «همیشه در میان» (بداهه نوازی تار و سه‌تار در شور و دشتی)، «بال در بال» (شعر و موسیقی با ه.ا.سایه)، «تنها یک خاطره» (بداهه نوازی تار و سنتور همراه با فرامرز پایور)، «وطنم ایران» (اجرای گروه همنوازان شیدا، ۱۳۸۷) و «ای عاشقان» (اجرای گروه همنوازان شیدا در بیات اصفهان, ۱۳۸۸) اشاره کرد.


نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط سینا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلايدر

دانلود فيلم