همایون شجریان با نگارش پیام تسلیتی برای درگذشت سیمین بهبهانی، کنسرت «چرا رفتی» را به او تقدیم کرد.
 
 
تسلیت شجریان برای درگذشت سیمین بانو
شامگاه 28 مردادماه، کنسرت «چرا رفتی» با یک دقیقه سکوت اجرای خود را در شهر کرمان به سیمین بهبهانی که بامداد 28 مرداد از دنیا رفت، تقدیم کرد. همایون شجریان در آغاز این برنامه گفت: متأسفانه بانو سیمین بهبهانی امروز صبح درگذشت. ایشان بعد از چند هفته بستری شدن در بیمارستان به کما رفتند و شب گذشته در حالی که علائم بهبودی مشاهده شده بود بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع گفتند. مرگ ایشان ضایعه بزرگی برای هنر این سرزمین است.

او ادامه داد: من از «هوای گریه» تا «چرا رفتی» از تصنیف‌های ایشان استفاده کردم و هربار که با شما علاقه‌مندان صحبت کردم، نشان دادید که این دو تصنیف بیش از همه کارها به دل‌تان نشسته است. در کارهایم خیلی به ایشان مدیون هستم و کنسرت امشب را به روح بلند سیمین بهبهانی تقدیم می‌کنم و تقاضا می‌کنم قبل از آغاز برنامه به احترام این بانو یک دقیقه سکوت کنید.

***
همایون شجریان همچنین در پیام تسلیتی برای درگذشت این شاعر غزل‌سرا نوشته است:
«چه می‌توان کرد وقتی معشوق، سیمینِ همیشه عاشق را صدا می‌زند. وقتی لحظه دیدار فرامی‌رسد. آن زمان که خواندن را با هوای گریه‌ات آغاز کردم، کلام تو صدای مرا تا گرم‌ترین و امن‌ترین نقطه قلب‌ها برد و در این شب‌ها که چرا رفتی‌ات را بر صحنه فریاد می‌کشم، باز این نگین شعر توست که بر صحنه‌ها می‌درخشد. این چه سرّی‌ است در سرنوشت من که هر بار با شعر تو محبوب می‌شوم. در فهم من تنها جادوی عشقی است که در شعر تو زندگی می‌کند. رفتی و وطنی در سوگت نشست.»

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 توسط سینا
با آهنگسازی مهیار علیزاده
علیرضا قربانی و همایون شجریان هم‌صدا می‌شوند
علیرضا قربانی و همایون شجریان هم‌صدا می‌شوند
 
به گزارش عرش نیوز، مهیار علیزاده آهنگساز این پروژه در این باره می‌گوید: آلبوم جدیدی در دست تولید دارم که خوانندگی آن را علیرضا قربانی و همایون شجریان، دو خواننده سرشناس موسیقی ایرانی بر عهده دارند. پروژه در ژانر موسیقی ارکسترال است که ضبط آن به پایان رسیده و در مراحل میکس قرار دارد.

آهنگساز این پروژه در مورد چگونگی شکل‌گیری این اثر گفت: دغدغه استفاده از چند صدا با نقش‌های مختلف از سال‌ها پیش، و در زمان تحصیل در ارمنستان و تحت تاثیر کنسرت‌های موسیقی کلاسیک شکل گرفت؛ ولی در آن زمان تجربه کافی برای چنین پروژه بزرگی را نداشتم. علاوه بر آن کار می‌بایست بر روی اشعار فارسی ساخته می‌شد و این مشکل‌ترین بخش پروژه بود. انتخاب اشعاری که مرا تحت تاثیر قرار دهد و همزمان برای ساخت اثر با دو خواننده متفاوت توجیه‌پذیر باشد. این ایده را با همایون شجریان و علیرضا قربانی مطرح کردم و آن‌ها پذیرفتند که روی این پروژه کار کنیم. پروسه انتخاب اشعار و ساخت موسیقی و ضبط چیزی حدود یک سال به طول انجامید که بسیار پر زحمت ولی در عین حال شیرین بود.

علیزاده با اشاره به طرح اصلی اثر می‌گوید: یک بخش از این اثر بر روی ابیاتی از نیمای بزرگ تالیف شده است و بخش دیگر، قطعاتی را با اشعار احمد شاملو، دکتر شفیعی کدکنی، محمدعلی بهمنی، سیمین بهبهانی و علیرضا کلیایی شامل می‌شود.

مهیار علیزاده که پیش از این آهنگسازی آلبوم حریق خزان با خوانندگی علیرضا قربانی را در کارنامه خود دارد در مورد وضعیت ضبط این اثر گفت: مراحل ضبط آلبوم به پایان رسیده و هم اکنون در مرحله میکس قرار داریم. ضبط ارکستر کاملاً به صورت آنسامبل صورت گرفته و قسمت اعظم موسیقی در استودیوی تلویزیون کشور چک و همراه با ارکستر فیلارمونیک متروپولیتن پراگ انجام شده است. قسمتی از آن نیز در ایران توسط آنسامبل موسیقی معاصر ایرانی به سرپرستی خودم و به صورت مشترک در استودیوی ترانه و استودیوی کنگان(کرگدن) ضبط شده‌اند. همچنین گروه آوازی تهران به سرپرستی میلاد عمرانلو عهده‌دار بخش‌های کُر مجموعه بوده‌اند.

علیزاده همچنین در مورد زمان انتشار آلبوم افزود: هنوز زمان دقیقی برای انتشار آلبوم مشخص نشده است ولی با توجه به فعالیت‌های هر دو خواننده زمان انتشار آن به زودی مشخص خواهد شد.

علیزاده در مورد حساسیت‌های این اثر گفت:«برای اولین بار است که بعد از انقلاب دوخواننده سرشناس موسیقی ایرانی در کنار هم قرار می‌گیرند و اثری مشترک را تولید می‌کنند. حتما حساسیت‌ها در این باره زیاد است و ما تمام تلاش‌مان را کرده‌ایم تا بهترین اثر را تولید کنیم. این اثر برای هر دوخواننده اهمیت ویژه‌ای دارد تا جایی که در تمام مراحل ضبط در کنار همدیگر حضور داشتند و تلاش زیادی برای بی عیب بودن آن انجام شده است.»

منبع:فارس

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 توسط سینا


 

 

 

هرگز به مردم و سرزمينم پشت نكردم

 

 

مراسم اهداي مدال شواليه هنر و ادبيات رأس ساعت 6 بعد از ظهر در اقامتگاه سفير فرانسه برگزار شد، مدالي که پيش‌تر بر سينه‌ کساني چون داريوش شايگان، محمدعلي سپانلو، پري صابري، علي‌رضا سميع‌آذر و ... الصاق شده بود. در مراسم عصرانه‌اي که به افتخار اين رخداد فرهنگي در اقامتگاه سفير کبير فرانسه در ايران، آقاي برونو فوشه برگزار شد، بسياري از چهره‌هاي برجسته‌ فرهنگي حضور داشتند، از جمله: داريوش شايگان، غلام‌حسين اميرخاني، آيدين آغداشلو، محمدرضا درويشي، حسين علي‌زاده، داريوش طلايي، فرهاد فخرالديني، همايون شجريان، اصغر فرهادي، نصرت الله وحدت، پوري بنايي، پرويز کلانتري، محمود دولت‌آبادي، جواد مجابي، اميد روحاني، ليلا حاتمي، علي مصفا، شاهرخ تويسرکاني، انوشيروان روحاني، ليلي گلستان، رضا کيانيان. در اين مراسم همچنين دکتر عباسيون و دکتر عباسي از پزشکان استاد شجريان به دعوت ايشان هم حضور داشتند.

در ابتداي اين مراسم سفير کبير فرانسه، زندگينامه‌‌اي کوتاه، شرحي از کنسرت‌ها و جوايز استاد را به ترجمه‌ مديا کاشيگر، مترجم رسمي سفير فرانسه بيان کرد. سپس استاد کوتاه از دولت فرانسه، شخص سفير و حضار تشکر کرد. اين مراسم دو ساعته، در ساعت 8 شب به پايان رسيد.

 موسيقي ايراني تنها يک سنت موسيقايي نيست، تنها يک فرهنگ غني و ريشه دار و کهنسال نيست، بلکه نموداري دقيق و روشن از يک تمدن ديرين، ديرپا و ماندگار است که هزاران سال در دل اين جغرافياي رنگارنگ شکل گرفته است و من در تمام طول زندگي ام، در بيش از نيم قرن حضورم در عرصه موسيقي ايراني، هميشه و در هر حال کوشيدم و نه فقط پاسدار ارزش ها، اصول، و شکوه و عظمت اين سنت موسيقايي، و نه فقط مفسر اين فرهنگ غني بلکه پاسدار اين تمدن باشم.

    موسيقي ايراني هميشه و در هر حال، بازتاب دهنده جلوه هاي مختلف اين تمدن کهنسال و رنگارنگ بوده است، بازتاب دهنده معماري و مهندسي ايراني از دل خاک و خشت و لعاب و آرامش و سکوت خلوت انسي که در آن موج مي زند و از خلوص انساني گفته است که در اين خانه هاي دلباز و روشن رو به نور، در دل حضور دائمي طبيعت و خورشيد و آب، در جستجوي لحظه آرامش و خلوت و آسايش و خلوص و مهرباني بوده است.

موسيقي ايراني بازتاب دهنده شعر و ادب غني و پر بار اين سرزمين و نظم دقيق و مهندسي شده حيرت انگيزش بوده که در تمام طول تاريخ از خنياگران کهن تا همه آن شاعران درخشان و در گذر از همه پيچ و خم هاي تاريخ، تنها نمايش دهنده حيرت انسان اين مرز و بوم از زيسته در چنين جهاني بوده و از پرستش و حمد و ثناي خالق و خلق و آواها و نواهاي موسيقي ايراني هم چيزي جز ستايش حضور در اين جهان و حيرت و بهت از اين نظم و تکامل نيست.

هنرمند ايراني، برعکس هنرمند غربي، فرديتش را، يعني مايه رسيدن به خلق و آفرينش هنري را هميشه در ستايش از اين حيرت، در رثا و ثناي اين خلق و خالق به کار برده است. او فرديتش را هميشه در حيرت از کشف و شهود اين جهان با نظم و اصول صرف کرده است. موسيقي ايراني، جشن و شور درک اين حيرت، اين کشف و شهود، اين شکوه و عظمت است.

 من در تمام طول اين نيم قرن تنها کوشيدم تا اين سنت كهنسال و ريشه دار خنياگري ايراني را با همه زوايا و گوشه ها، همه غنا و عظمت و تنوعش حفظ کنم، پاس بدارم و سپس آن را به آيندگان منتقل کنم. کوشيدم که اين سنت خنياگري را که ريشه در ژرفاي اين تمدن کهنسال دارد، از چنگ نوازان هخامنشي تا موسيقي دانان ساساني و سپس قاريان کلام وحي پاسداري کنم و اگر مي توانم چيزي بر آن بيفزايم و اگر هميشه کوشش کردم تا پاسدار دقيق اين سنت باشم تنها به اين هدف بوده که در غياب آن معماري باشکوه، شعر و ادب غني، کتابت و خطاطي و مينياتور و ديگر مايه هاي اين تمدن، اکنون موسيقي ايراني، تنها بازمانده، حافظ، پاسدار و نماينده تمدن کهنسال در حال نابودي يا دست کم در حال دگرگوني است.

موسيقي ايراني سينه به سينه حفظ شده، از پستواي به گوشه اي پناه برده، طي قرن ها پالايش و نظم يافته، فرديت هاي هنرمندان در طي تاريخ به آن افزوده شده، غنا و تکامل يافته و اکنون فشرده شده و خلاصه شده ويژگي هاي يک تمدن است. من هم کوشيدم که آن را حفظ کنم، به تمام و کمال آن خدشه اي نزنم، حرمتش را بدارم، اگر مي توانم- که نتوانستم و نشد- چيزکي به غنايش اضافه کنم، تا ديگراني شايد آن را متحول کنند و از آن چيزي کامل تر و نوتر بسازند.

بر خود لازم مي دانم که از سفير محترم فرانسه در تهران، نماينده اي از يک ملت دوست و عاشق هنر بابت اين نشان و افتخار تشکر کنم و از همه دوستانم، از همه حاضران، از همه سروران و اصحاب هنر و تفکر که در اين مجلس حضور دارند و مردمي را نمايندگي مي‌کنند که من عاشقانه دوستشان دارم، تشکر کنم و خوشحالم که در همه زندگي ام هرگز به مردم کشورم و سرزمينم پشت نکردم، در کنارشان بودم، براي آنها تلاش کردم و خواهم کرد.

امضا: محمدرضا شجريان

 


 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393 توسط سینا
  
گروه فرهنگي: محمدرضا شجریان استاد آواز ایران پس از بازی درخشان تیم ملی کشورمان مقابل آرژانتین در صفحه فیس بوک خود نوشت: دو صد آفرین به بچه های تیم فوتبال ایران که هم آبروی جهانی بدست آوردند و هم دل مردم ایران را که عاشق فوتبالند شاد و خرسند کردند.
 
 
استاد شجریان: دوصد آفرین به تیم فوتبال
متن نوشته استاد آواز ایران بر روی صفحه فیس بوک خود قرار داده ، به این شرح است:
دو صد آفرین به بچه های تیم فوتبال ایران که هم آبروی جهانی بدست آوردند و هم دل مردم ایران را که عاشق فوتبالند شاد و خرسند کردند. بازی جانانه ای ارایه کردند که تیم قدری مثل آرژانتین را که چهار٬ پنج ستاره سرشناس و یک فوق ستاره چون مسی را دارد کلافه و متوقف کرده بودند. اگر آن پنالتی اول را داور گرفته بود به یقین نتیجه غیر از این میشد. ضمن اینکه خطای پنالتی دومی هم که روی قوچان نژاد اتفاق افتاد که دفاع با خطا او را به زمین انداخت و نگذاشت شوت او به ثمر برسد. بچه های ما چندین بار دروازه نام آوران فوتبال جهان را جدا به خطر انداختند.

از آقای کی روش سرمربی محترم هم باید ممنون بود که تیم منسجم و خوبی پرورش داده است. به یقین بچه های ما با این بازی های جانانه می توانند بوسنی را ببرند. مشتاقانه در انتظار بازی بچه ها و موفقیتهایشان هستم. تیم ملی فوتبال ایران در دومین بازی خود در جام جهانی برزیل شامگاه گذشته (شنبه شب) با ارایه یک بازی جوانمردانه، پای پای و درخشان در مقابل آرانتین تیمی که دو دوره قهرمان جهان شده ، با افتخار ظاهر شد .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط سینا
​ خسرو آواز ايران، نشان شواليه فرانسه دريافت مى كند. به گزارش «موسيقى ما»، محمدرضا شجريان، استاد بزرگ آواز ایران كه در نقاط مختلف دنيا اجراهاى موفقى داشته و در سطح بين المللى موسيقى اصيل ايرانى را روى صحنه برده است، طى روزهاى آتى و در مراسمى كه در كشور فرانسه برگزار خواهد شد، اين نشان معتبر را دريافت خواهد كرد. این نشان به پاس یک عمر فعالیت هنری این استاد موسیقی ایرانی به وی اهدا خواهد شد. گفتنى است نشان ملی شوالیه ادب و هنر، در پاییز سال ۱۳۸۶ از سوی تئاتر شهر پاریس در مراسمی با حضور معاون رییس جمهور فرانسه به استاد شهرام ناظرى، ديگر موزيسين صاحب نام ايرانى اعطا شده و مورد توجه رسانه های بین المللی قرار گرفته بود. اطلاعات تكميلى در اين خصوص به زودى از موسيقى ما منتشر خواهد شد. منبع: موسيقى ما
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 توسط سینا


«استاد محمدرضا لطفی آن یار دیرینه‌ی بی‌همتا به جاودانگی پیوست.

او تمام زندگیش تلاش و دقت و وسواس در موسیقی نژاده و ردیف بجا مانده از میراث‌داران موسیقی کهن و آموزش به شاگردان بود. دستی توانا در نواختن و فکری سنتی در اصالت تاریخی آهنگ و نغمه با حال و هوا و شور و شیدایی خاص خود داشت. از شروع زندگی موسیقائی‌اش به شکلی تأثیرگذار در عرصه هنر و جاودانگی سنت‌های آن راه پیمود و به انجام رساند.

همواره دلسوز طبقه کارآمد کم‌درآمد بود. حیف و صد حیف که زود درگذشت و ما را سوگوار کرد.

با تأثر فراوان

«محمدرضا شجریان»


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 توسط سینا
محمدرضا لطفی موسیقدان ایرانی بامداد روز جمعه 12 اردیبهشت دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، او که سال 1325 در گرگان به دنیا آمده بود، استاد نوازندگی تار و سه تار و آهنگسازی صاحب سبک در حوزه موسیقی ایران بود.

لطفی تحصیلات موسیقی را در هنرستان موسیقی ایران نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی و حبیب الله شهبازی ادامه داد و پس از آن به دانشکده موسیقی رفت و محضر استادانی چون نورعلی برومند، عبدالله دوامی و سعید هرمزی را دریافت. او در 18 سالگی (1343)جایزه نخست موسیقیدانان جوان ایران را به دست آورد. 

این استاد نوازندگی تار و سه تار در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد و در همین سال همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.

لطفی حدود یک سال و نیم مدیر گروه موسیقی دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران بود. و پس از استعفا از این سمت در سال ۱۳۵۴ گروه موسیقی «شیدا» را راه‌اندازی کرد.

گروه موسیقی «شیدا» به همراه گروه موسیقی «عارف» به سرپرستی حسین علیزاده در اعتراض به رژیم پهلوی از همکاری با رادیو انصراف دادند و کانون موسیقی «چاووش» را راه انداختد. این کانون پیش از پیروز انقلاب ایران در سال 1357 کار تولید تصنیف‌های انقلابی را آغاز کرد. 

در این کانون علاوه بر لطفی و علیزاده هنرمندانی چون پرویز مشکاتیان، علی اکبر شکارچی، مجمدرضا شجریان، شهرام ناظری، هوشنگ ایتهاج و ... حضور داشتند.

بسیاری از کارشناسان موسیقی ایران کانون چاووش را نقطه عطفی در موسیقی ایران می‌دانند و معتقدند که تولیدات این کانون در زمره بهترین اثار موسیقی سنتی ایران قرار دارند.

با تعطیلی فعالیت‌های این گروه لطفی هم از ایران رفت و پس از اجرای برنامه در کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان در آمریکا ساکن شد. او در شهر واشنگتن مرکز فرهنگی و هنری شیدا را بنیان گذاشت و به اجرای برنامه در سطح جهان پرداخت.

او در دهه 80 شمسی به ایران بازگشت و کانون شیدا را در تهران راه انداخت. لطفی پس از بازگشت به ایران چند برنامه با همراهی هنرجویانش اجرا کرد.

او در این سال‌ها اظهارنظر‌های تند و تیزی داشت ، هم محمدرضا شجریان را نقد کرد و هم از نوازندگی و سبک کیهان کلهر در حوزه نوازندگی کمانچه ایراد گرفت.

انتقادهای لطفی البته بی پاسخ نماند و هنرمندان و چهره‌های مختلفی از جمله آوا مشکاتیان دختر زنده یاد پرویز مشکاتیان پاسخ هایی را به این استاد دادند.

لطفی که یکسال از بیماری سرطان رنج می‌برد، طی ماه‌های گذشته چندبار در بیمارستان بستر شد.

از جمله آلبوم‌های محمدرضا لطفی می‌توان به «به یاد عارف» (بیات ترک)، «چهره به چهره» (نوا)، «سپیده» (ماهور)، «چشمه نوش» (راست پنجگاه)، «جان جان» (سه‌گاه)، «معمای هستی» (شور)، «عشق داند» (ابوعطا)، «رمز عشق» (ماهور)، «گریه بید» (سه‌گاه-اصفهان)، «قافله‌سالار» (نوا-راست پنجگاه)، «پرواز عشق» (سه‌گاه-اصفهان)، «خموشانه» (ابوعطا-بیات ترک)، «چهارگاه»، «به یاد درویش خان» (تکنوازی سه‌تار)، «یادواره استاد نورعلی برومند» (گروه همنوازان شیدا، دستگاه شور)، «همیشه در میان» (بداهه نوازی تار و سه‌تار در شور و دشتی)، «بال در بال» (شعر و موسیقی با ه.ا.سایه)، «تنها یک خاطره» (بداهه نوازی تار و سنتور همراه با فرامرز پایور)، «وطنم ایران» (اجرای گروه همنوازان شیدا، ۱۳۸۷) و «ای عاشقان» (اجرای گروه همنوازان شیدا در بیات اصفهان, ۱۳۸۸) اشاره کرد.


نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 توسط سینا
با همراهی سازهای ابداعی و به آهنگسازى سعید فرجپورى 
تور کنسرت‌های اروپایی استاد «محمدرضا شجریان» آغاز می‌شود

استاد محمدرضا شجریان

استاد محمدرضا شجریان

موسیقی ایرانیان – پریا رحمانی: محمدرضا شجریان استاد بنام آواز ایران تور جدید کنسرت‌های خود را برگزار می کند.

به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان، این اجراها با همراهی سازهای ابداعی و به آهنگسازى و حضور سعید فرجپورى و تصانیف جدیدى از خود با تنظیم و سرپرستى مجید درخشانى، سپتامبر امسال در شهرهایی از کشورهای آلمان٬ فرانسه٬ اتریش٬ انگلستان و سوئد به روی صحنه می رود.

شایان ذکر است که این اجراها به همت شرکت تارپروداکشن به مدیریت مجید عبدی و در قالب گروه موسیقی «شهناز» برگزار خواهد شد.

خبرهای تکمیلی از برنامه کامل این کنسرت ها متعاقبا اعلام می شود.


منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط سینا


شجریان از آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» رونمایی کرد
مراسم رونمایی از آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» با آهنگسازی تهمورث پورناظری و همایون شجریان ظهر امروز 20 اسفندماه در تالار وحدت برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، سهراب پورناظری در ابتدای مراسم گفت: کار تولید و ضبط این آلبوم موسیقایی که من به عنوان یکی از نوازندگان در آن حضور داشتم حدود 2 سال به طول انجامید و در این مدت هنرمندان بزرگی با ما همکاری داشتند که برای من و اعضای گروه سعادت بزرگی بود.

وی ادامه داد: انتشار این آلبوم مصادف با دهه چهارم زندگی نسل جوان موسیقی است. من با این توضیح می‌خواهم هشداری را برای جامعه فرهنگی ایران بعد از اتفاقاتی که در حوزه تغییر دولت روی داد، بدهم. اتفاقی که باعث دمیده شدن امید و شوکه شدن ملت ایران شد. ملتی که در آستانه انتخابات انگیزه ای برای حضور نداشتند اما با صحبت هایی که از سوی نامزدهای انتخاباتی شان انجام گرفت و وعده هایی که دادند از این دوره از انتخابات نیز پشتیبانی کرده و در صحنه حضور پیدا کردند.

پورناظری تصریح کرد: رئیس جمهور در همین تالار وحدت صحبت هایی را کردند که برای همه هنرمندان امیدوار کننده بود اما با تمام این احوال و صحبت هایی که انجام گرفت من آنجنان اراده ای را که باید از این نسل جوان حمایت شود، ندیدم و می توانم بگویم که هنوز آن حمایتی که در وعده ها و صحبت های رئیس جمهوری انجام گرفت وجود ندارد و ما هنوز چیزی را مشاهده نکرده ایم. دوستان می‌گویند که خواهان صادر کردن موسیقی هستند اما من چیزی جز سعی در آنها ندیدم و این یک هشداری است که من و هم‌نسلانم که در آستانه 40 سالگی هستیم و در این تقاطع مهم که تجربه و جوانی را با هم داریم به مسئولان می دهیم که حداقل در این مدت چوب لای چرخ ما نگذارند. ما نه پول می خواهیم و نه حمایت مادی، فقط از مسئولان می‌خواهیم که حواس شان جمع باشد و مردم نیز هوشیارانه با نسلی که پرچمدار موسیقی ایرانی هستند، برخورد کنند.

محمد رحمانیان کارگردان تئاتر هم با قدردانی از صحبت های سهراب پورناظری گفت: سهراب حرف های خوبی درباره حمایت های دولت زد که اساس آنها حمایت ناکافی دولت از موسیقی است. من باید به او بگویم که به نظر من قرار نبوده و نیست که از همان اول از موسیقی حمایت شود. این مسأله لااقل در موسیقی نمود خود را نشان داده به همین خاطر من باید بگویم فعالیت اصلی از جانب شما هنرمندان است که همه جهان را به تالار موسیقی تبدیل می کنید.

وی با حالتی کنایه و طنز خطاب به سهراب پورناظری گفت: حالا که فرزندان هنرمندان بزرگ موسیقی این کشور در آستانه 40 سالگی هستند لااقل شما کاری کنید که زودتر بچه‌ها به دنیا بیایند و جای شما را بگیرند.

این هنرمند عرصه تئاتر در بخش پایانی صحبت های خود گفت: سیاوش دو پسر داشت یکی فرود و دیگری کیخسرو. فرود را بعد از مرگ سیاوش از دست داد. کیخسرو زنده ماند و با خرد سلطنت کرد و آن زمان که دیگر هیچ کاری نمی توانست انجام دهد به ظلمات رفت. سیاوشِ شجریان فرزندان زیادی را از دست داده و حالا خوشحالم که کیخسرو باقیمانده و اینک همایون کیخسروی آواز ایران است.

همایون شجریان نیز ضمن تشریح تولید این آلبوم موسیقایی و کلیپ هایی که برای این مراسم توسط باران کوثری و همکارانش ساخته شده بود، گفت: از همان ابتدا که قصدمان تولید این آلبوم موسیقایی بود هدف اصلی بر این قضیه استوار بود که کار با وسواس زیادی تولید شود و زمان هم برای ما مهم نباشد. خوشبختانه این اتفاق افتاد و با زحمتی که بر دوش تهمورث بود، کار با وسواس زیادی تولید و با حمایت های خوب صدرالدین حسین خانی که سرمایه گذاری زیادی را می طلبید، اکنون آماده عرضه به بازار موسیقی شده است.

پورناظری نیز در ادامه گفت: من در این اثر یک هدف داشتم که بتوانم از اثری که از دلم بر می آید با استفاده از صدای همایون شجریان به شنونده ارائه دهم و در این مثلث یک رابطه دلی را ایجاد کنم که به جز عشق هیچ هدفی را دنبال نمی کند.

وی تصریح کرد: خوشبختانه حمایت های خوب صدرالدین حسین خانی دست ما را برای تولید این کار باز گذاشت و ما با حمایت های مالی وی تقریبا دور زمین را برای ضبط این کار گشتیم.

این آهنگساز در بخش پایانی صحبت های خود به روند ساخت و تولید کلیپ های تصویری این آلبوم اشاره کرد.

یغما گلرویی، ابراهیم حقیقی، بیژن بیژنی، احمد پورنجاتی، بیژن کامکار، هوشنگ کامکار، فرهاد هراتی، پیمان میرآقاسی، مهرداد صدیقیان، سحر دولت شاهی، محمدعلی بهمنی، علی زند وکیلی، سامان احتشامی، محمد معتمدی، هادی منتظری، حمید اسفندیاری، داریوش پیرنیاکان، حمیدرضا نوربخش، داود گنجه ای، شاهرخ تویسرکانی، فرشاد جمالی، علیرضا قربانی، احسان کرمی، لاله اسکندری، کیخسرو پورناظری، نوید محمدزاده و حسین پیرنیا از جمله مهمان این مراسم بودند.

منبع : خبر گزاري مهر


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1392 توسط سینا

shyسمیه قاضی زاده: در ارکستر زنده یاد حنانه یا همان ارکستر فارابی می‌نواخته… آن هم در برنامه گلها، کارهای قابل اعتنایی هم می‌زده، ملودی‌های کردی و خراسانی درست و حسابی می‌ساخته…« گاهی موزیک فیلم‌های ساخته خودم  را هم می‌زدیم… در واقع بیشتر موسیقی فیلم می‌زدیم… همین روزها بود که شجریان آمد و ارکستر با او نواخت… او می‌خواند و ما می‌زدیم… آن روزها اولین بارهایی بود که شجریان را می‌دیدم و با او در یک ارکستر می‌نواختم.»

حسین یوسف زمانی  که خوب ویولن می زند و در تمام آهنگسازی هایش هم رنگ  ویِژه ای به این ساز می‌بخشد، حالا روی مبل خانه‌اش در اکباتان نشسته و  بالای سرش تابلوی رنگ و روغنی است از چهره او در حالی که آرشه می‌کشد و نور روی ویولنش می‌تابد . خودش این پائین نشسته و خاطراتش را با استاد برای من و همسرش آفاق که خاطرات زیادی از آن روزها با شجریان دارد،  مرور میکند. هفت سال از شجریان بزرگ تر است و با اینحال شجریان را استاد می‌داند، او را کسی می‌داند که برای کارهایش زحمت کشیده…خیلی زحمت کشیده تا به اینجا رسیده. هنوز مثل همه کردها کنار سبیل پرپشت کردی‌اش ، لهجه‌اش را هم تمام و کمال حفظ کرده است، اما با اینهمه حافظه‌اش سخت آزارش می‌دهد و نمی‌گذارد راحت به آن روزها سفر کند، بچرخد ، ببیند و آنوقت برای ما تعریف کند. «در کردستان کار کرده بودم…مدرسه موزیک نظام می‌رفتم و ترومپت می‌زدم با حسن سوری… همین مرحوم پدر کامکارها که بعدها فامیلش را تغییر داد و کامکار شد. در سال 1334 اولین کلاس موسیقی را در خطه کردستان باز کردیم که این خودش داستان‌های زیادی دارد. آن موقع  هر دویمان در ارتش بودیم و این در ارتش بودن دردسرهای زیادی برایمان داشت اگرچه خودش ماجراهای شیرینی دارد. به هر حال با برادرم حسن نشستیم صحبت کردیم و گفتیم موسیقی که الان ما داریم و در مدرسه نظام کسب کرده‌ایم چه از نظر علم نظری موسیقی و چه از نظر عملی و همچنین از نظر تکنیک سازی موسیقی پذیرفته‌ای نیست و باید برای ادامه تحصیل به تهران بیاییم. 1337 بود که آمدیم تهران. تهران دو تا هنرستان داشت، تبریز هم داشت اما ما تهران را انتخاب کردیم و به کنسرواتوار موسیقی یا همان هنرستان موسیقی وارد شدیم. شجریان را نمی‌شناختم. آن روزها به نام سیاوش می‌خواند. بالاخره چند سالی گذشت تا من هم بیشتر راه افتادم . دقیقا یادم نیست 1344 بود یا 1345 که از نزدیک با همان آقای سیاوش آشنا شدم. یعنی نزدیک به ده سال بعد از ورودم به تهران. هنوز هم نمی‌دانم چرا در آن روزها آقای شجریان به نام سیاوش می‌خواند، واقعا چرا؟ بگذریم یک سالی بعد از آشنایی بیشتر با ایشان همکاری‌مان شروع شد، آن هم در ارکستر گلها.»

همه خانه‌اش پر از گلدان های گل طبیعی و مصنوعی است و طبقه بالای خانه‌اش اتاق‌هایی است که آنها را تنها به تدریس شاگردانش اختصاص داده، بالا می‌رود و آلبوم ” بوی باران” را که  در سال 1379 آن را با صدای استاد منتشر کرده می‌آورد.  از این شاخه به آن شاخه می‌پرد و خاطرات گوناگون تعریف می‌کند. از چندین و چند بار حراج کتابخانه‌اش تا نوازندگی پسرانش در ارکستر تا مریضی‌اش و دیدار شجریان از او که منجر به همکاری‌شان در «بوی باران» می‌شود. اعتقاد دارد که حالا حالاها مثل شجریان دیگر به دنیا نمی‌آید. برای خودش هزار و یک دلیل هم دارد و در مورد این دلایل با هزار و یک آدم حرف زده است و معتقد است که خیلی‌ها با او هم عقیده‌اند.

« ببینید صدای شجریان از دو کیفیت ویژه برخوردار است. اولی سونوریته صدا یا همان حجم صدا و دومی موزیکالیته یا بیان موسیقایی. از این نظر می‌گویم برای شجریان ویژگی است چون زیاد دیده‌ام خوانندگانی را که شعر را بلغور می‌کنند و شنونده از آن هیچ چیز نمی‌فهمد. شنونده بی‌هیچ حاصلی نوار را می‌شنود  یا اینکه کلمات را می‌فهمد اما کلماتی را که ارتباط بیت و مصراع را نشان می‌دهد، گم می‌کند. چون دکلماسیونش خوب نیست که خود دکلماسیون هم بخشی از موزیکالیته است. حالا این بیان موسیقایی فقط دکلماسیون که نیست، آن تزئینات و ظرافت‌هاست که در موسیقی ایرانی زیاد یافت می‌شود. به خصوص اینکه  در موسیقی ایرانی باید شنونده را به جایی که قرار است در آن حس و حال ویژه‌ای وجود داشته باشد، برد و شجریان به خوبی از پس اینها برٱمده است. وسعت صدا هم در صدای آقای شجریان مساله‌ای است قابل بحث. در سازشناسی می‌خوانیم که یکی از سازها همان صدای حنجره انسان است. بعد یادم می‌آید در همان کنسرواتوار که بودیم این درس‌ها را می‌خواندیم که مربوط بود به سازشناسی و نوشته بودند که صدای انسان به طور کلی یک اکتاو و یک سوم است. اما شجریان ویژه است. او حدود دو اکتاو، دو اکتاو و نیم می‌خواند. یعنی فراتر از طبیعی. در موسیقی کلاسیک هم “فوسه” داریم.  مثل افرادی که در اپرا می‌خوانند. اما شجریان صدایش فرق دارد، از این لحظ که همان قدرتی را که در منطقه بم دارد، در منطقه زیر هم دارد. حالا بعضی‌ها می‌گویند که آقای شجریان چهار اکتاو می خواند که اشتباه است و از روی ناآشنایی با موسیقی این را گفته‌اند. اما استاد یگانه روزگار است و حالا حالاها بعید است که مثل او پیدا شود. »

پسرش از تمرین ارکستر بر می‌گردد، هر دو پسرش کلاسیک کارند. یاد آن روزهای خودش می‌افتد وقتی هم سن و سال پسرهایش بود و با سیاوش آوازه خوان آشنا شده بود و شاید هیچوقت فکر نمی‌کرد که روزی آهنگسازی شود که آلبومی را با او منتشر کند.

«وقفه طولانی بین همکاری اولیه ما در ارکستر گلهای قبل از انقلاب تا سال 79 و همکاری سر آلبوم ” بوی باران” افتاد. هنرمند حساسیت‌های خاصی دارد. خصوصا  زمانی که خودش را بشناسد و نیازهای جامعه را هم بداند و بداند که جامعه به او نیازمند است. صدا و سیما هم که قرار است حامی مردم باشد و هنر ناب را به ٱنها ارزانی کند، اما آن زمان شجریان با صدا و سیما قهر کرد و ما کمتر او را می‌دیدیم. آن زمان شجریان کلاسی داشت و در آن درس می‌داد و ما در ارکستر باربد یا ارکستر نکیسا یا حتی ارکستر کردی که داشتیم و بنیانگذارش بودیم، او را جسته گریخته م‌ دیدیم. این تدریس آقای شجریان همینطور ادامه پیدا کرد از سال‌های قبل از انقلاب یعنی از 1351 و 52 تا اوایل انقلاب. اختلافی بین او و صدا سیما پیش آمده بود که یادم نیست بر سر چه بود. در این سالها حسابی زحمت کشید. کار کرد و کار کرد. خودتان بهتر می‌دانید ، بدون پشتوانه عشق نمی‌شود و تنها عاشق بودن هم کافی نیست. الان حتما خودتان خواننده‌هایی را می‌شناسید  که حتی پول دادند ، هستی‌شان را دادند پای خوانندگی اما به جایی نرسیدند  و نتوانستند برای خودشان جایگاهی کسب کنند. همان داستان معروف جوشش و کوشش است. استاد جوشش درونی دارد که ذاتی است و بعد کوشش کرده تا بتواند این دو خط را موازی پیش ببرد. حالا خیلی‌ها که نمی‌توانند شجریان بشوند در یکی از این دو خط لنگ می‌زنند. شجریان صدایش رنگ و جنس خدادادی دارد. فهم و فرهیختگی‌اش هم باعث شده است تا با بزرگانی نشست و برخاست کند و کسب فیض داشته باشد تا به اینجا برسد. به قول سعدی :

تو اول بگو با که همزیستی

که تا من بگویم تو خود کیستی

شجریان با برومند، شهنازی، تاج اصفهانی، طاهرزاده و… همنشین بوده و بعد با مطالعاتی که ایشان در سبک‌های مختلف داشته‌اند، تبدیل به این می‌شوند . یعنی وقتی که صحبت از موسیقی آوازی ایران و موسیقی آوازی شرق می‌شود،  او نوک این قله یا هرم ایستاده است. این اعتقاد من است و خیلی‌ها بر این قول موافقند و این نظر را می‌پذیرند.»

آفاق خانم همسر آقای یوسف زمانی که کمی هم بیمار است و کمر درد امانش را بریده است، دائم می‌آید و می رود و پذیرایی می کند و اتفاقا وقت دکتر هم دارد، یوسف زمانی هم یاد خاطرات آفاق خانم می‌افتد:«زن من حرف زیبایی می‌زد. یک روز آقای شجریان برای تمرین همین آلبوم ” بوی باران” به خانه ما آمده بود. بعد آفاق نتوانست حرف دلش را به او نگوید ، آخر گفت : ما همیشه از نوارهای شما لذت می‌بریم  و آنقدر این حس و حالی که بعد از نوارهای شما به وجود می‌آید خوب است که من به خدا می‌گویم ، خدایا اگر می‌شود نمی‌گویم پنج سال اما یک دقیقه از عمر انسان‌های دیگر را بگیر و به هنرمندان بده. شجریان قاه قاه زد زیر خنده و گفت: فکرش را بکنید، آنوقت عجب عمری می‌کردیم ما، عمرمان می‌شد عمر نوح!»

روی دیوار روبرو عکس بزرگی از ارکستر است که مرتضی خان محجوبی در مقام رهبر آنجا ایستاده و یوسف‌زمانی از من می‌خواهد که اگر می توانم عکسش را پیدا کنم، راستش قبل از هر چیزی دنبال جوانی با سبیل‌های کردی می‌گردم، اما تیراولم به خطا می رود و تیر دوم به هدف می‌خورد.

بر می‌گردیم و از نو، روی مبل‌های راحتی می‌نشینیم. به من می‌گوید:«شجریان برای خودش مرتبه خیلی خوبی را کسب کرده و جدای از آن روی  فرهنگ موسیقی این مملکت تاثیر بسیار بسیار زیادی گذاشته است که این مساله کمی نیست. او واقعا فرق دارد، هم به خاطر همه این دلایلی که گفتم و هم به این دلیل که اگر کسی واقعا بنشیند و دقیق کارهای شجریان را بررسی کند، آنوقت می‌بیند که او چه کرده است. شجریان در مورد خودش همیشه یک حرفی می زند. او می‌گوید: «اکثر خوانندگان موسیقی ایرانی تمام کوچه پس کوچه‌های موسیقی ایرانی را گشته‌اند یا با هواپیما یا با کشتی یا با ماشین یا با قطار و .. . من هم همه آنها را رفته‌ام، اما با پای پیاده و گاه با پای برهنه در آنها گشت زده‌ام . و خوب این شده است که شجریان شده است شجریان. معمولا انسان طوری است که صدایش در دو مقطع دگرگون می شود، یکی در بلوغ و دیگری در 50 سالگی. اما می‌بینید، صدای شجریان نه تنها این دگرگونی منفی را پیدا نکرده ، بلکه به شکل زیبایی صیقل خورده است و آنقدر الان این صدا خوب است که به راحتی می‌توان گفت با سی سال پیش قابل مقایسه نیست. »

باز یاد ” بوی باران” می افتد: « با شجریان همدلم و احساس می کنم همکاری‌های چندین و چند ساله باعث شد تا به نوعی فعالیت‌هایمان با هم سنخیت داشته باشد. کاری ساختم که یک قسمت آن برای ارکستر ملی بود در افشاری و یک قسمت برای ارکستر سمفونیک بود در چهارگاه ، البته چهارگاهی که تعدیل شده بود. در واقع تعدیلش کردم تا بشود آن را پلی‌فونیک هم اجرا کرد. این اثر را 25 سال تمام نگه داشتم. آن را ساخته بودم، اما نگه داشتم تا فقط و فقط آن را شجریان بخواند و لاغیر. به کسی دیگر هم نمی‌دادم. خیلی‌ها بو برده بودند و دلشان می‌‌خواست اما من آن را تنها برای صدای شخص آقای شجریان نگه داشته بودم.مریض شدم. مشکل قلبی داشتم. آقای شجریان آمدند خانه ما دیدن من و برایم گل آورند و من بالاخره توانستم این مساله را با ایشان مطرح کنم. آن موقع خانه‌شان شهرک غرب بود. 10- 12 قطعه  که بیشترشان نغمه بود را برایشان بردم و ایشان دو قطعه ” بوی باران” و ” نی‌زن” را انتخاب کردند. و خلاصه همکاری ما از نو بعد از چندین و چندسال شروع شد.»

بوی باران در استودیو بل ضبط می شود و  آهنگساز کرد خاطرات زیادی از این ضبط دارد برای گفتن:« رفتیم استودیو، گفت: “آقای یوسف زمانی پول داری یا نه؟ این نوازنده ها نهاری… میوه ای چیزی می‌خواهند. و خلاصه هر روز زنگ می‌زد و این سعهء صدر را داشتند. حتی ما می‌گفتیم پول پیشمان هست اما می‌گفتند الان همایون را می‌فرستم که پول بیاورد، یک هو می بینید پولتان کم آمد. الان استودیوها ساعتی 20 هزار تومان می‌گیرند، اما آن زمان ساعتی 12 هزار تومان می‌گرفتند. ما تقریبا هر بار که به استودیو می‌رفتیم پنج ساعتی می‌ماندیم یعنی 60 هزار تومان.  یک روز یک دو بیتی در افشاری در گوشه عراق باید می‌خواندند تا در ادامه این بیت بخوانند:

“چون مطرب مستانی نی با دل خرم زن”  بعد من اضافه کردم نی زن نی با دل خرم زن.

برای یافتن این دو بیت ما تنها 5 ساعت معطل بودیم. هر چقدر ایشان به دیوان های مختلف شعرایی چون شفیعی کدکنی، سیمین بهبهانی، دکتر سرامی و …سر زدند آخر پیدا نشد. ما هم با ایشان صحبت کردیم، اما راضی نشدند. ما در تمام این مدت به فکر پول استودیو بودیم که هزینه‌اش برای آقای شجریان زیاد نشود و ایشان اصلا برایش پول مطرح نبود. تنها به دنبال دو بیتی بود که با فضای اثر همخوانی داشته باشد. همین حساسیت‌های ایشان است دیگر که باعث شده تا ایشان گزیده کار شوند.  یادم می‌آید باز هم  برای طرف دوم نوار مانده بودیم که از چه سازی روی شعر” بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک” مرحوم مشیری استفاده کنیم. شعر شعر نو بود، موسیقی هم موسیقی کلاسیک که برای ارکستر سمفونیک نوشته شده بود. نمی‌دانسیتم و سردرگم بودیم که آقای شجریان گفتند چه سازی بهتر از پیانو. نظری دادند که با همه چیز همخوانی داشت. او باز هم این قدم را مانند دیگر قدم‌های زندگی‌اش درست و منطقی برداشته بود. “

پانوشت:

سالها قبل قرار بود که این گفتگو به مناسبت تولد استاد شجریان در ضمیمه یکی از روزنامه های روز آن زمان منتشر شود اما با تعطیل شدن آن روزنامه هرگز فرصت انتشار آن پیش نیامد تا به امروز که دیگر حسین یوسف زمانی در جمع ما نیست تا خاطره هایش با استادان مختلف را برایمان تعریف کند. به راحتی می شد زمان افعال این گفتگو را به گذشته برد تا ردپای مرگ خودش را نشان دهد اما ترجیح دادم تا این گفتگو با همان حال و هوایی که در زمان حیات ایشان گرفته شده است منتشر شود تا حس و حال صحبت ها همچنان عطر و بوی زندگی داشته باشد.


منبع: خبرآنلاین

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1392 توسط سینا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلايدر

دانلود فيلم